ما وظیفه داریم دلمان به خدا باشد، دستمان به کردار(عمل نیک) و خدمت به خلق باشد و زبانمان هم همیشه به نیکویی بچرخد.
-------------------
عکسهایی از طبیعت عمادده
قسمت مچی گل یکی
دست بردارز پیشانی خویش
چین زرخساره بینداز به دور
ابرها میگذرند از سر شهر
شهر میماند و فریاد و سرور
باز دست من و تو، تو ومن
حلقه می بنددبرگردن دوست
باز می آید خندان خندان
آنکه چشمان تواینک سوی اوست!
باز از هر گذری میگذرند
سایه هاصف به صف ودست به دست
باز میریزد تن بر سر موج
مرغ مستانه توفان ،سرمست
نعره میپیچد در جنگل باز
هر صدای دگری میمیرد
می خزد در ته گور اسکلتی
کاروان راه ز سر میگیرد!
------------
اسماعیل شاهرودی( آینده)
دست بردار ز پیشانی خویش
چین زرخساره بینداز به دور
ابرها میگذرند از سر شهر
شهر میماند و فریاد و سرور
*
باز دست من و تو، تو ومن
حلقه می بندد بر گردن دوست
باز می آید خندان خندان
آنکه چشمان تو اینک سوی اوست!
*
باز از هر گذری میگذرند
سایه ها صف به صف و دست به دست
باز میریزد تن بر سر موج
مرغ مستانه توفان، سر مست
*
نعره میپیچد در جنگل باز
هر صدای دگری میمیرد
می خزد در ته گور اسکلتی
کاروان راه ز سر میگیرد!
------------
اسماعیل شاهرودی( آینده)