Pencil
دوشنبه، ۱۱ مردادماه ۱۳۸۹ | س نجوا | نجوا

ميخواهم بگويم ......

فقر ، همه جا سر ميكشد .......

فقر ، گرسنگي نيست .....

فقر ، عرياني هم نيست ......

فقر ، گاهي زير شمش هاي طلا خود را پنهان ميكند .........

فقر ، چيزي را " نداشتن " است ، ولي ، آن چيز پول نيست ..... طلا و غذا نيست .......

فقر ، ذهن ها را مبتلا ميكند .....

فقر ، بشكه هاي نفت را در عربستان ، تا ته سر ميكشد .....
فقر ، همان گرد و خاكي است كه بر كتابهاي فروش نرفتهء يك كتابفروشي مي نشيند ......
فقر ، تيغه هاي برنده ماشين بازيافت است ،‌ كه روزنامه هاي برگشتي را خرد ميكند ......
فقر ، كتيبهء سه هزار ساله اي است كه روي آن يادگاري نوشته اند .....
فقر ، پوست موزي است كه از پنجره يك اتومبيل به خيابان انداخته ميشود .....
فقر ، همه جا سر ميكشد ........
فقر ، شب را " بي غذا " سر كردن نيست ..
فقر ، روز را " بي انديشه" سر كردن است ...

----------------------------------------------------------------
با تشکر از دوست عزیز احمد غلامی

تعداد بازدید: 32 مرتبه | لینک ثابت | تعداد نظرات (1)
نظرات شما (1 نظر)
solamoo: (جمعه، ۲۲ مردادماه ۱۳۸۹، ۱:۳۳ صبح)

سلام با تشکر از آقای غلامی عزیز ولی با توجه به این مطلب آیا میتونیم کسی رو پیدا کنیم که فقیر نباشه ؟

(ثروتمند پیشکش ) با توجه به ایام رمضان و بازار گرم خیرات اونم برنج در مقیاسی که هر ساله زیادتر میشه و چیزای دیگه رو در حال شامل شدنه ولی آیا تا بحال این خیرین بزرگوار از وضعیت مدارس و دانش آموزان و علی الخصوص دانشجویان سراغ گرفته؟؟ آیا قشر تحصیلکرده و در حال تحصیل ما با توجه به قیمت های وحشتناک کتاب توانایی خرید کتاب های غیر درسی را دارند ، تا بحال کسی قدرت خرید مردم را برای خرید کتاب و جزوات و . . . بالا برده؟؟ آیا تا بحال به این چیزها فکر شده است؟؟

شما هم نظر بدهید
نظر شما پس از تایید مدیریت سایت، منتشر خواهد شد. از توجه و صبر شما سپاسگزاریم.
(شما می‌توانید از تگ‌های HTML نیز، در متن نظر خود استفاده کنید.)


آرشیو مطالب
برای مشاهده آرشیو ماهانه بخش نجوا، اینجا را کلیک کنید.