جمعه 28 خردادماه 1389، ساعت 1 بامداد، تلفن پشت تلفن، اس ام اس پشت اس ام اس، هماهنگی با دوستان، علی آقا یک پای همیشگی این برنامه ها، سید عباس نیز، سایر دوستان هم شاید وقتی دیگر، کروزر عبدالله رحمانی، مقصد اولیه برکه جافر(جعفر)
، مقصد نهایی غار تاریخی بنوو، هدف پاکسازی محوطه بنوو شاید هم حوض ها، تاریکی مطلق، سوسوی ستاره ها، ماه پنهان از انظار، آغاز پیاده روی ، سنگلاخ، دره، ارتفاع، رقص اثاثیه ها بر روی دوش ها، سنگینی فعلا" نامحسوس، همراهان فعلا" با نشاط و سرحال، آغاز صحبت و احیانا" جار و جنجال ، کلی جای تان خالی!
تذکر: همه در یک خط و یک مسیر، گوش نکردن برخی، انحراف از صف، تعجیل در طی طریق، چند تکه شدن صف، تذکرهای مکرر، بی خیالی دوستان، رسیدن به برکه لاور مندو، یک پیشنهاد: اطراق در لاور مندو و ماندن تا صبح و حرکت بعد از نماز تا رسیدن گروه بعدی که قصد دارند بعد از نماز صبح راه بیافتند، مخالفت جوان ترها، سنگینی بار بر روی دوش ، عدم اطراق، ادامه طی طریق، بیشتر شدن فاصله، احساس تشنگی ، احساس گرسنگی ، چیپس و اشی مشی و کرمدار، آب معدنی ، فاصله های بیشتر، عبور از گردنه لاور، فاصله بیشتر، سو سوی چند تا چراغ در دست ها، توصیه های ایمنی، بی خیالی تعدادی، احساس گم کردن راه، پچ پچ دوستان، در ادامه همهمه دوستان، در ادامه اعتراض دوستان، گم کردن مسیر، جار جنجال برای پیدا کردن آنهایی که جلوترند، بی فایده بودن جار و جنجال، ادامه مسیر، اطمینان به گم شدن، ادامه مسیر، بالا رفتن از کوه و کمبار ناآشنا، سقوط آزاد برخی افراد، سقوط آزاد وسایل از روی دوش ها، ادامه شوخی ها، خندهای بلند و تکه انداختن ها، گیر کردن لباس ها به نوک تیز سنگها و پاره شدن، پیدا کردن راهنمایان، كل كل دوستان آگاهی از گم شدن ایشان نیز، ساعت 2 و سی دقیقه بامداد، رفتن راهنمایان برای پیدا کردن راه ، برگشت آنها، آگاهی از این که به جای بنوو به بالای آن صعود کرده ایم، ادامه تکه انداختن به راهنمایان، برگشت از راه آمده ، بالا رفتن از سنگها، ساعت 3 و سی دقیقه بامداد، رسیدن به بنوو، خستگی و بی حالی ، ادامه شوخی ها، چیپس و اشی مشی و کرمدار، ساعت 4 و چهل و پنج دقیقه، نماز صبح، خوردن چای، استراحتی کوتاه مدت، جار وجنجال دوستان تازه رسیده، نان و پنیر ، نقل ماجرای دیشب، ساعت 9 صبح ، آغاز کار پاکسازی، جمع آوری زباله ها، تخلیه آب یکی از حوضها، آگاهی از عمق کار ، ادامه کار ،ساعت 12 ، عدم موفقیت در پاکسازی حوض ها، واژگون شدن آبکش محتوی برنج، ریختن مقداری برنج، آماده کردن مجدد برنج، نماز ظهر،مودّم ماهی، استراحت، نماز عصر، 5 و نیم بعد از ظهر، حرکت به سوی میده، برکه جافر(جعفر) تشکر از دوستان ، کروزر عبدالله رحمانی، سایپای شمس الدین و .....!کلی جای شما خالی!
با تشکر از این دوستان:
آقایان : علی فلاحت، سید عباس قتالی، محمد سعید دانشور، ابراهیم احمدی، علی حمادی( آینه دار) ولید بهمنی، سید محمد قتالی، ابراهیم دوزنده ،عبدالله جعفری، راشد راست بالا،سید هاشم قتالی، محمود پژهان، نصرالله براکوه، عارف دوروزی، فیصل جعفری، عبدالله محمودی،ایوب حیدری،علی شمسی،عبدالله منفرد،سید کامل قتالی، سید حسین قتالی، عبدالله حمادی، محمد رحیمی،سید محمد ربیع قتالی,ايوب رستمي
خداقوت دستتون دردنكندجايزه تون انشالله شنادرحوض بهشت موفق باشيد
khoda kheiretoon bedeh
Dasteton dard nakooneh
Ax ha aali bood
سلام. آقا دست گل شما و بقيه همشهريان عزيز درد نکنه. دست نوشته هاتون مثل هميشه زيبا و دلنشين و همه عکسها قشنگ بودن ولي عکس دوم و پنجم را دوست مي دارم!
شاد باشين
دستتان درد نكند وانشاالله هميشه اين مهر محبت بين دوستان باقي بماند تا به كمك هم ديكر شهري اباد داشته باشيم از ريس شورا وهمه دوستان متشكريم عبدالرحيم از دبي
eyvaaaaaaaaaaaaaaaaaaaal be vale hamatooooooooooooon
ممنون واقعا ازهمه بخصوص عامو علی و سیدعباس و محمدسعید گل وهمه همه گلا
با سلام و عرض خسته نباشید خدمت شما وهمه عزیزانی که دراین برنامه شرکت داشتند
واقعا خوشحال شدم و واژه مناسب جهت تشکرپیدانمی کنم ولی امیدوارم که از این برنامه ها در قالب های دیگه و جاهای دیگه همچنان ادامه داشته باشه باتشکر مجدد
سلام و دستمریزاد به همه اونایی که زحمتکشیدن ولی خداییش رو اگه بخواید تیپ وظاهر بعضی ها اصلا نمیخوره اومدن بنوو ، بیشتر مثل اینه که اومدن مهمونی تو شهر ولی مطمئنا مهم نفس عمله که واقعا زیباست و امیدوارم ادامه داشته باشه.
سلام سایت خوبی دارین یه سری هم به ما بزن
وبلاگ شهر آشنا (دهکویه)
خدا جزاي خير بهتون بده و در زندگي موفق و در آخرت خوشحال باشيد.واقعا كار بسيار جالبي بود.جزاكم الله خيرا.
دست همگی شما دوستان درد نکند.واقعا زحمت کشیدید . انشاءالله فرصتی باقی باشد که من هم بیایم و بنوو را از نزدیک ببینم.
همكي خسته نباشيد
همگی خسته نباشیدکاش همه مثل شما احساس مسئولیت می کردند.
مثل همیشه آقای دانشور،فکرازشماکارازدیگران یه گوشه وایسادی داری نگاه می کنی(شوخی)