مردی ۸۵ ساله با پسر تحصیل کرده ۴۵ ساله اش روی مبل خانه خود نشسته بودند ناگهان کلاغی كنار پنجرهشان نشست.
پدر از فرزندش پرسید: این چیه؟ پسر پاسخ داد: کلاغ.
پس از چند دقیقه دوباره پرسید این چیه؟
پسر گفت : بابا من که همین الان بهتون گفتم: کلاغه.
بعد از مدت کوتاهی پیرمرد برای سومین بار پرسید: این چیه؟
عصبانیت در پسرش موج میزد و با همان حالت گفت: کلاغه کلاغ!
پدر به اتاقش رفت و با دفتر خاطراتی قدیمی برگشت. صفحه ای را باز کرد و به پسرش گفت که آن را بخواند. در آن صفحه این طور نوشته شده بود:
امروز پسر کوچکم ۳ سال دارد. و روی مبل نشسته است هنگامی که کلاغی روی پنجره نشست پسرم
۲۳ بار نامش را از من پرسید و من ۲۳ بار به او گفتم که نامش کلاغ است.
هر بار او را عاشقانه بغل میکردم و به او جواب میدادم و به هیچ وجه عصبانی نمیشدم و در عوض علاقه بیشتری نسبت به او پیدا میکردم ...
نتیجه اخلاقی : قدر قلب پرمهر همه پدران، مادران و تمام کسانیکه به گردنمان حقی دارند بدانیم و ناآگاهانه آنها را نرنجانیم!
***
در مراسم تودیع پدر پابلو، کشیشی که ۳۰ سال در کلیسای شهر کوچکی خدمت کرده و بازنشسته شده بود، از یکی از سیاستمداران اهل محل برای سخنرانی دعوت شده بود.
در روز موعود، مهمان سیاستمدار تاخیر داشت و بنابر این پدر پابلو، یا همان کشیش بازنشسته تصمیم گرفت کمی برای حاضرین صحبت کند.
او پشت میکروفون قرار گرفت و گفت: ۳۰ سال قبل وارد این شهر شدم. انگار همین دیروز بود. راستش را بخواهید، اولین کسی که برای اعتراف وارد کلیسا شد، مرا به وحشت انداخت.
به دزدی هایش، باج گیری، رشوه خواری، هوس رانی، زنا با محارم و هر گناه دیگری که تصور کنید اعتراف کرد.
آن روز فکر کردم که جناب اسقف اعظم مرا به بدترین نقطه زمین فرستاده است ولی با گذشت زمان و آشنایی با بقیه اهل محل دریافتم که در اشتباه بودهام و این شهر مردمی نیک دارد
...
در این لحظه سیاستمدار وارد کلیسا شده و از او خواستند که پشت میکروفون قرار گیرد. در ابتدا از اینکه تاخیر داشت عذر خواهی کرد و سپس گفت که به یاد دارد که زمانیکه پدر پابلو وارد شهر شد، من اولین کسی بودم که برای اعتراف مراجعه کردم!
نتیجه اخلاقی : وقت شناسی شما شاید موجب فاش نشدن اسرارتان گردد
اعتراف به گناه جلو یک کشیش خود نوعی گناه است . یک مسلمان برای توبه خود نیاز به مراجعه به شخص ثالثی ندارد .
همین که انسان از گناه خویش پشیمان شود و با اراده محکم به ان گناه بر نگردد و اگر حق الناسی بر گردن اوست ادا کند او توبه خوبی نموده است .
بدترین انسان انست که مرتکب گناهی بشود و بعد بیاید انرا برای دیگران بیان کند . گناهی که خدا بر ان ستر نموده است .
در مسیحیت توبه فقط با اقرار نزد کشیش و پرداخت مبلغ ان امکان پذیر است !!! امری که اسلام با ان مخالف است . در داستان فوق یک مورد جالب است که کشیش ها نمیتوانند حافظ اسرار مردم باشند. والا بر اساس اعتراف یک گناهکار دیگر او پاک شده و نیازی به بیان ان نبود . حال اگر قرار بر اعتراف به گناه است این کشیش است که بایستی اعتراف کند .
این را نوشتم تا دیگران فکر نکنند برای توبه نیاز به کشیش یا روحانی و غیره دارند . اگر می خواهید سری فاش نشود اولا توبه بایستی کرد سپس آنرا نبایستی با کسی در میان گذاشت .متشکرم
Salam doste aziz
In sheer maro mikhaid bezarid to site ya na ?
Har rooz miyam mibinam khabarai nist .
dar har soorat khabaram koonid
Movaffagh bashid