بازخوانی یک سوال مهم از سه منظر مذهبی، روانشناسی و جامعهشناسی
● معنای مجازات درونی
اساسا این تفکر که هر عملی که انسان انجام میدهد بازتابی دارد که به خودش برمیگردد،نه تنها در ادیان، بلکه در تمام جوامع سنتی و عرفی و حتی غیردینی هم به شکلهای مختلفی مورد توجه قرار گرفته. در ادیان الهی، مفاهیمی مانند بهشت و جهنم، مکانهایی برای بازخواست اعمال بد یا پاداش اعمال نیک محسوب شده و بزرگان دین به این تفکر که انسانها در این دنیا و در زندگی دنیایی نیز برخی نتایج اعمال خود را میبینند، تاکید کردهاند.
شاید بتوان گفت این تصور قبل از اینکه یک تصور دینی باشد، تصوری اجتماعی و عرفی است که دین هم آن را مورد تایید قرار داده. در هر جامعهای، مفهوم خوب و بد با معیارهای آن جامعه تعریف شده و به لحاظ جامعهشناختی و از نظر مناسبات فرهنگی، عرفی، سنتها،آدابها و رسوم، ارزشها، هنجارها، باورها و عقاید مشترک یک جامعه (چه جامعه بدوی و چه جامعه پیشرفته و متمدن مانند تمدنهای قدیمی) مفاهیم خوب و بد بر اساس معیارهای آنجامعه تعریف شدهاند و برای اعمال خوب و بد،پاداشها و مجازاتهایی در نظر گرفته شده.
حتی در قبیله تازادی که در سال ۱۹۳۵ میلادی در اندونزی کشف شد و از آن دست قبایلی بودند که در عصر حجر زندگی میکردند چنین قوانینی حکمفرما بود. بهعنوان مثال، اگر فردی خلاف قوانین قبیله رفتار میکرد، از قبیله طرد میشد. متفکرین و جامعهشناسان متوجه شدند سنتها و آداب و رسوم در جوامع بدوی تعیین کننده مجازاتها و پاداشها بودند که در جوامع پیشرفته این مجازاتها و پاداشها با مکانیسمهای حقوقی و قوانین موضوعه تعریف شده است. در کنار این امر، تمام هنجارها، ارزشها و عرفهای جامعه اعم از دینی و غیردینی روی مقولهای به نام وجدان انسانی هم تکیه کردهاند.
تمام متفکران قدیم و جدید مفهوم جدیدی به نام همبستگی اجتماعی یا وجدان جمعی را موردمطالعه قرار دادهاند که عبارت است از گردهمایی وجدانهای فردی برای مشارکت در یک رفتاراجتماعی مشترک.
وجدان فردی، کانونی است برای ارزشگذاری در مورد مفاهیم خوب و بد، بر اساس معیارهای جامعهای که فرد در آن زندگی میکند. بنابراین هنگامی که فرد یک رفتار منفی را مرتکب میشود، چون این انحراف در درون وی هم تجلی پیدا میکند و با معیارهای خوب و بدی که در وجدان او نهادینه شده برخورد میکند، فرد در عمل دچار تعارض با ارزشهای محیط میشود.
خلافهای این فرد حتی اگر در خفا هم انجام شده باشد به طور ناخودآگاه با سنتها، احساسات، عواطف و رفتار عمومی و طبیعی جامعه تضاد پیدا میکند و در محیط اجتماعی اگر رفتار منفی فرد برملا شود از سوی قانون گذاران مورد محاکمه قرار میگیرد.
ولی اگر در حوزه وجدان فردی عمل خلافی انجام دهد؛ حتی اگر جلوه عمومی نداشته باشد، مشکلات عدیدهای در روح و روان فرد ایجاد میکند و به عبارت دیگر، انحرافات فرد از قواعد خوب و بد جامعه در آینهای به نام روان او تجلی پیدا میکند و به صورت چشمگیری با تغییر دادن رفتار او در محیط اجتماعی برای وی مشکلاتی را پدید میآورد. بر همین اساس است که میگویند: «جامعه بهترین مکان برای آزمودن روان آدمها است» و بر اساس همین گفته میشود: «هر عملی که فرد انجام میدهد، به خود او برمیگردد.» در حقیقت آدمهایی که دچار انحرافات جنایی، اخلاقی میشوند این انحرافات به دو شکل در وجودشان متجلی میشود؛
یا در تجلی بیرون و در محیط اجتماعی در جامعه دچار تعارض میشوند و به صورتی کاملا طبیعی از سوی جامعه مورد مجازات قرار میگیرند یا اینکه در حالت دوم در درونشان مشکلاتی پدید میآید، از افسردگیها و ناراحتیهای روانی جزیی گرفته تا حادترین بیماریهای روانی که ممکن است به خودکشی منتهی شود درگیر میشوند.
● پذیرش بیماری بخشی از درمان بیماری
گاهی افراد به دنبال رفتار اشتباه خود درگیر رفتارهای غلط متعدد و پیاپی میشوند. در برخی موارد، مشکلات آنها تاوان رفتار نادرست نیست؛ بلکه ذهن از نظر شناختی درگیر اشتباه بزرگی شده و بدون فکر و بیاستفاده از مهارتهای حل مساله (از جمله، مدیریت اضطراب و تصمیمگیری) به رفتارهایی دست میزنند که فرد یا اطرافیان او، آن را به پدیدههای ماورای روانشناختی ربط میدهند.
در چنین مواردی، خانواده و جامعه در کمک به حل مشکلاتی که فرد با آن درگیر است، کمک زیادی میتوانند بکنند. بعضی از این راهکارها عبارتاند از:
▪ همراهی با فردی که درگیر مشکل شده
▪ استفاده از اصل جلوگیری از بروز رفتار غلط مجدد
▪ استفاده از عوامل ارتقادهنده سلامت روان؛ مانند ورزش و مسافرت
▪ کمک و همکاری اعضای خانواده در مثبتاندیشی
▪ توجه دادن فرد مشکلدار به توانمندیهای مثبتاش
▪ جلوگیری از تحقیر و سرزنش خانواده و نزدیکان
▪ کمک و همراهی برای ایجاد رفتارهای مثبت
اما نقش خود فرد هم بسیار مهم و اساسی است. در حالی که فردی که درگیر مشکلات میشود معمولا چشماش را به روی دیگر قسمتهای مثبت زندگی میبندد، بدون اینکه متوجه باشد که ممکن است با عوض کردن فکر یا توجه به دیگر بعدهای زندگی تا حدودی مشکلات فعلی وی مرتفع شود.
این افراد میتوانند با به کار بردن این راهکارها به خود کمک کنند:
▪ قبل از هر چیز باید به خدایی که به همه ما بینش و اندیشه داده توکل کنند.
▪ تلاش کنند تا بر خودشان کنترل بیشتری پیدا کنند.
▪ از روش خودآگاهی استفاده کنند.
▪ مهارتهای حل مساله را یاد بگیرند.
▪ به گذشته بر نگردند و در حال زندگی کنند و به این نکته بپردازند که: «حالا که برای من مشکلی پیش آمده، باید چه قدمهایی بردارم تا این مشکل حل شود؟»
▪ مشکل را بپذیرند و خودشان را درمانده تلقی نکنند.
▪ حتما از مشورت با دیگران بهره بگیرند.
▪ بدون سرزنش خود به سمت رفتارهایی در جهت تقویت سلامت روانی خود قدم بردارند.
سلام بازم مثل قدیما مطلبتون بدون منبع هستش واقعا که زیرش مینوشتین هفته نامه سلامت شماره ...
------------------------------------------------------------------------
پاسخ: دوست عزیز سلام حق با شماست دوستان عزیز لطف کنن حتما" منابع مطالب رو همراه با مطلب ذکر کنن تا رعایت امانت بشه ممنون از تذکرتون
با سلام
دوست عزیز سلمو با تشکر از یاداوری.حق با شماست.
ممنون