Pencil
پنجشنبه، ۲۴ دیماه ۱۳۸۸ | س نجوا | نجوا

محمدبن اسحاق روايت كند از عبدالله بن عباس، رضي الله عنه، كه گفت: از لفظ سلمان شنيدم كه گفت:

من از دهي بودم، از ولايت اصفهان كه آن را «جي» گفتندي و پدرم دهقان آن ده بود و مجوسي بود و من خدمت آتش كردمي و آن را سجده بردمي و پدرم مزرعه داشت. روزي مرا بدان مزرعه فرستاد. در راه كليسايي بود و ترسايان در آنجا بودند. خاطرم بر آنجا ميل كرد. چون درآمدم، جمعي ديدم كه انجيل مي خواندند و بعضي دعا و تضرع مي كردند. مرا آن حالت از ايشان خوش آمد. پرسيدم از ايشان كه: «دين شما دين كيست » گفتند: «دين عيسي عليه السلام است». پرسيدم: «اهل اين دين بيشتر كجا باشند » گفتند: «در شام». از پدر بگريختم و به شام رفتم و از آنجا به نصيبين پيش قسيسي، و از او تعليم انجيل كردم و او مرا به روم به عموريه فرستاد، پيش مردي كه در علوم نصاري نظير نداشت. از خدمت او تحصيل علوم كردم. چون وقت وفات او رسيد، گفتم: «مرا چه وصيت مي كني » گفت: «اي پسر، نزديك است به آن زمان كه دراي محمدي بزنند و علم نبوت برپا مي كنند. بر او رو كه شفاي كار بر اويابي، و ختم نبوت به وي است و از عرب خواهد بود.» من با كارداني به زمين عرب رفتم. آن جماعت با من غدر كردند و مرا به يهوديي از بني قريظه فروختند. او مرا به مدينه برد. چون سيد، صلي الله عليه و آله، به مدينه آمد، روزي قدري خرما برگرفتم و به خدمت رسول، صلي الله عليه و سلم رفتم. پيش او بنهادم و گفتم صدقه است. سيد دست بر آن نهاد؛ اصحاب را گفت: «بسم الله، شما به كار بريد» من شنوده بودم كه پيغامبر آخرالزمان صدقه نخورد و هديه قبول كند و بخورد. روزي ديگر، قدري خرما ببردم و گفتم «اين هديه است» قبول كرد و بخورد و به اصحاب داد و شنيده بودم كه مهر نبوت، بر كتف مباركش بود. از پس پشتش بايستادم. به فراست بدانست كه چه مي خواهم. مهر نبوت به من بنمود. چون آن بديدم، در پاي مباركش افتادم و ايمان آوردم و مرا دلخوشي ها داد و گفت: «خود را از آن يهودي بخر» و او نمي فروخت. عاقبت به چهل اوقيه زر و سيصد بيخه درخت خرما كه از براي بنشانم و بپرورم. مرا بفروخت. سيد، صلي الله عليه و آله، صحابه را فرمود: «برادر خود، سلمان را، معاونت كنيد.» سيصد بيخه درخت خرما توزيع كردند. رسول، صلي الله عليه و آله، به دست مبارك خود بنشاند.»

-----------------------------------------------------
منبع: اینترنت

تعداد بازدید: 37 مرتبه | لینک ثابت | تعداد نظرات (1)
نظرات شما (1 نظر)
يوسف حكيمي: (پنجشنبه، ۲۴ دیماه ۱۳۸۸، ۰:۲۵ بعدازظهر)

قال النبي علیه الصلاة و السلام:
سلمان منا أهل البيت

شما هم نظر بدهید
نظر شما پس از تایید مدیریت سایت، منتشر خواهد شد. از توجه و صبر شما سپاسگزاریم.
(شما می‌توانید از تگ‌های HTML نیز، در متن نظر خود استفاده کنید.)


آرشیو مطالب
برای مشاهده آرشیو ماهانه بخش نجوا، اینجا را کلیک کنید.