شخصی بود سخت لاغر و ضعيف و حقير، همچون عصفوری سخت حقير در نظرها، چنانکه صورتهای حقير او را حقير نظر کردندی و خدا را شکر کردندی_ اگر چه پيش از ديدن او مُتِشّکی بودندی از حقارت صورت خويش.
و با اين همه، درشت گفتی و لافهای زَفت زدی، و در ديوان ملک بودی، و وزير را آن درد کردی و فرو خوردی تا روزی وزير گرم شد و بانگ برآورد که: _اهل ديوان! اين فلان را از خاک برگرفتيم و بپرورديم، و به نان و خوان و نان پاره و نعمت ما و اِبای ما کسی شد؛ به اينجا رسيد که تا مرا چنينها گويد! در روی او برجست و گفت: ای اهل ديوان و اکابر دولت و ارکان! راست می گويد. به نعمت و نان ريزهء او و ابای او پرورده شدم و بزرگ شدم؛ لاجرم بدين حقيری و رسوايی ام! اگر به نان و نعمت کسی ديگر پرورده شدمی، بودی که صورتم و قامتم و قيمتم به ازين بودی. او مرا از خاک برداشت، لاجرم همی گويم که يا لَيتَنِی کُنتُ تُرَاباً. و اگر کسيم از خاک برداشتی، چنين اُضحو که نبودمی. اکنون مريدی که پرورش از مرد حق يابد روح او را بال و پری و کر و فری عظيم باشد، و کسی که مزوری و سالوسی پرورده شود و علم ازو آموزد، همچون آن شخص، حقير و ضعيف و عاجز و غمگين و بی بيرون شو از ترددها باشد و حواس او کوته بود: وَالَّذِينَ کَفَرُوا اَولياؤهُمُ الطَّاغُوتُ يخرِجُونَهُم مِنَ النُّورِ اِلَی الظُّلُمَاتِ.
سايتتون خيلي عاليه
ومفق باشين
اگه امكانش هست عكس .................... بزنيد تو سايتتون تا چشمم به جمالش روشن بشه.
با تشكر...