Pencil
یکشنبه، ۲۸ تیرماه ۱۳۸۸ | س نجوا | نجوا

حكايت 1
از بزرگمهر پرسيدند كه چه چيز است كه اگر خداي تعالي به بنده دهد هيچ چيز به از آن نباشد ؟ گفت : خرد طبيعي 0

گفتند : اگر نباشد گفت : ادبي كه آموخته باشد و در تعلم آن رنج برده 0

گفتند اگر نباشد گفت : خوي خوش كه با مردمان به خوشي و مواسات رفتار كند و دشمن را به وسيله ي آن نگاه دارد 0

گفتند اگر نباشد گفت: خاموشي كه پوشنده عيبهاست 0

گفتند اگر نباشد گفت: مرگ كه او را از زمين بر دارد 0 زيرا هر كس كه به اين خصلت هاي پسنديده و اخلاق نيكو آراسته نباشد براي او مرگ بهتر از زندگي است 0

***

حكايت 2

بازرگاني را هزار دينار خسارت افتاد 0 پسر را گفت نبايد كه اين سخن با كسي در ميان نهي 0 گفت : اي پدر فرمان تو راست 0 نگويم ولي مرا بر فايده اين مطلع گرداني كه مصلحت در نهان داشتن چيست ؟ گفت : تا مصيبت دو نشود يكي نقصان مايه و ديگر شماتت همسايه

مگوي انده خويش با دشمنان
که لا حول گويند شادي كنان

تعداد بازدید: 30 مرتبه | لینک ثابت | تعداد نظرات (3)
نظرات شما (3 نظر)
اسماعيل تقي بور(قطر): (سه شنبه، ۳۰ تیرماه ۱۳۸۸، ۱۱:۵۱ صبح)

سلام خدمت اقاي فلاحت ,تشكردارم ازارسال بيامتان ان شاءالله كه موفق باشيد وبيشتر بتوانيم از محضر جناب حالي فيض ببريم مطالب جالبي بود.به اميدحق

میده ای: (پنجشنبه، ۱ مردادماه ۱۳۸۸، ۷:۵۴ بعدازظهر)

زنده باد مرد زحمتکش میده ای

Ahmad Gholami: (پنجشنبه، ۸ مردادماه ۱۳۸۸، ۶:۱۶ بعدازظهر)

Mokhlese Ali Aghaye Gol...Kheili bahal bood...Khoda Qovvat

شما هم نظر بدهید
نظر شما پس از تایید مدیریت سایت، منتشر خواهد شد. از توجه و صبر شما سپاسگزاریم.
(شما می‌توانید از تگ‌های HTML نیز، در متن نظر خود استفاده کنید.)


آرشیو مطالب
برای مشاهده آرشیو ماهانه بخش نجوا، اینجا را کلیک کنید.