نقد و بررسی و معرفی کتاب : (توسط استاد محمد زرنگار)

ذوالقرنین قرآن، اسکندر مقدونی یا کوروش پارسی ؟ (نویسنده دکتر سعید محمودیان)

کتاب به زبان انگلیسی است و نتیجه سال ها پژوهش مداوم درباره آیات 83 تا 98 سوره هجدهم الکهف قرآن مجید و تحقیق در شناسایی و هویت شخصی که در کلام الله فقط به لقب ذوالقرنین یاد شده و رسیدن به این نکته که سجایای ذوالقرنین با خوی و خلق و رفتار و کردار و پندار اسکندر مقدونی نمی خواند، بلکه قبایی است که بر قامت کورش پارسی راست می آید. نیز ستایش بی سابقه ای که در کتاب مقدس ( تورات) از کوروش شده موید این ماحصل است. سپس با استفاده از منابع غربی و آثار مورخین اسلامی و مفسرین قرآن کریم و غور در اسناد باستانی یونان در خصوص شخصیت کوروش و اسکندر تاریخی، مولف کتاب مسلم میدارند که مقصود از ذوالقرنین در قرآن شریف، کسی جز کوروش هخامنشی ایرانی نمی تواند باشد.(1)

***

از بیماریهای روانی و سیاسی که کمتر به آن توجه شده یکی اسکندر زدگی است. هم در شرق و هم در غرب، و اسکندر پرستی مورخین غربی، نوع حاد این بیماری است(2) یک سیاستمدار درس خوانده و معروف ایرانی به مناسبت جشن ازدواج دخترش، دعوتنامه ای برای دوستان و اقوام می فرستد با این عبارت:

« بار دیگر اسکندر ، ایران را فتح می کند!»

نام عروس، ایران و نام داماد اسکندر بود...

نادرشاه افشار پیلان جنگی و سپاه بیشمار محمد شاه گورکانی را درهم می شکند و هندوستان را زیر نگین قدرت خود می آورد. به افتخار او یک لوحه بزرگ مرمری بر سر در قزل قلعه دهلی نصب می شود که :

سِکه زد بر هفت کشور، خیمه زد بر مهر و ماه

ثانی اسکندر ذوالقرن ، نادر ، پادشاه!

ژنرال سرپرسی سایکس، در تاریخ ایران ( به زبان انگلیسی) می نویسد(3)

در منطقه کوهستانی دور افتاده ای در کشمیر که تا چند سال پیش پای هیچ اروپایی به آنجا نرسیده بود، خرده مالکی که خود را راجه ( شاهزاده) میخواند ، نسبش را به اسکندر می رساند.

و باز:

مارکوپولو، سیاح معروف می گوید که پادشاه بدخشان ادعا می کند که از نژاد اسکندر است.(4)

خود اسکند ر مدعی بود که از نطفه پدرش فلیپ دوم مقدونی نیست، بلکه پسر زئوس ، خدایان اساطیر یونانی است و چون پس از فتح مصر به معبد آمون رفت، خدای بزرگ مصریان به او اعلام داشت که پسر اوست! سپس هاتف آن معبد برای اسکندر، تسلط بر جهان را پیش بینی کرد.(5)

مادر اسکندر، اُلیمپاس Olympas خود را همخواب زئوس، خدای خدایان اساطیری یونان می شمرد و می گفت که زئوس به شکل یک افعی بزرگ به بستر او می آید ... و اینکه اسکندر پسرخدای خدایان است و نه از شوهرش فلیپ. در اساطیر یونان می خوانیم که هرگاه زئوس فریفتۀ زنی می شد، خود را به شکل های مختلف در می آورد . مانند گاو و قو و غیره ... و فریبا را به دام می انداخت و از او کام می گرفت.(6)

در واقع چندین نوع اسکندر داریم: اسکندر حقیقی و تاریخی، اسکندر افسانه های شرقی و غربی، اسکندر ایرانی که خود به دو گونه است: اسکندر پیش از اسلام و اسکندر بعد از اسلام.

دکتر محمودیان در کتاب ذوالقرنین، اسکندر حقیقی و تاریخی را چنانکه در کتب معتبر تاریخی ثبت شده ، به ما معرفی می کنند و از خرابکاری های او پرده به یک سو می کشند: قتل عام، غارت ، به آتش کشیدن شهرهای بی دفاع، کشتار مدافعین و به بردگی فروختن بقیه السیف، قساوت او در کشتن دوستان و یاران وفادار و از همه بدتر به دار آویختن برادرزاده معلمش ارسطو به یک اتهام بی اساس در سفّاکی از شهرهای یونان نیز نمی گذرد و شهر تِبِس(7) را چنان می سوزاند و مردمش را می کشد که باور کردنی نیست. شهرهای فلسطین ( بخصوص شهر صور) را به همان سرنوشت گرفتار کرد و سوزاندن و انهدام استخر که جای خود دارد.

این اسکندر تاریخی همان است که به روایات ایرانی حقیقی و ساسانی و اوستایی، اسکندر گُجسته و خبیث و شَرّ مُجسّم و ملعون شمرده شده است.(8)

دیگر اسکندری است که در شاهنامه از او ذکری رفته. این اسکندر از نطفۀ داراب است. پدر دارا و نه از نسل «فیلقوس» رومی!

قصه این است که چون فیلقوس رومی ( بخوانید :فیلیپوس مقدونی) از داراب شکست خورد، داراب کسی را نزد او فرستاد و ...

بدو گفت رو پیش قیصر، بگوی / که گر جُست خواهی همی آبروی

پس پردۀ تو یکی دختر است / که بر تارَکِ بانوان افسر است

نگاری که ناهید خوانی وَرا / بر او رنگ زرین نشانی وَرا

به من ده، تو بفرست با باژ روم / چو خواهی که بی رنج مانی به بوم

داراب با دختر ازدواج می کند ولی بزودی در می یابد که عروس گَند دهان است ...

دل پادشه سرد گشت از عروس / فرستاد بازش بَرِ فیلقوس

ناهید از داراب آبستن می شود ولی بکسی ابراز نمی کند.

چو نه ماه بگذشت از آن خوب چهر / یکی کودک آمد چو تابنده مهر

نیاورد کس نام داراب بر / سکندر پسر بود و قیصر، پدر

که : اَلوَلَدُ لِلفراش ...

بی درنگ داراب زن دیگر می گیرد و عروس سر نه ماه پسری می آورد که او را دارا نام می گذارند. پس در واقع دارا و اسکندر دو برادرند از یک پدر، با این فرق که اسکندر یکسال از دارا بزرگتر است و جنگ برادر کشی برای دست یابی به تاج و تخت جزء خوی و خصلت دیرینۀ آدمیزاد است و نیز بازی گریز ناپذیر سرنوشت که:

یکی دو روزی پیش و پس بود، اَرنه از دور سپهر / بر سکندر نیز بگذشت آنچه بر دارا گذشت

دکتر محمودیان به کشف ریشۀ افسانه های اسکندر می پردازد. در روایات یونانی و سُریانی و حَبَشی و ضمناً خاطر نشان می سازد که آفرینش چنین داستانهایی برای حفظ آبرو و حیثیت ملی، خاص ایرانیان نیست. مصری ها شرح واقعه فتح مصر به دست کمبوجیه پسر کوروش را چنین منحرف و توجیه ساخته اند که کمبوجیه در واقع پسر « نی تِه تِس » دختر پادشاه مصر است.(9)

و اما آن اسکندر قرون وسطایی ( اسکندر ایران بعد از اسلام) که مالا بشکل پادشاهی یکتاپرست و نیم پیغمبر جلوه می کند و بظلمات و در طلب آب حیات با حضرت خضر هم سخن می شود و در افسانه نظامی و دیگر شاعران به گسترش دین توحیدی کمر می بندد، بنوبت خود چنان بر « اسکندر زدگان» و خود اروپایی ها اثر گذاشت که معجزه و کشف و کرامات به او نسبت دادند و هر جا دیوار خرابه ای دیدند و یا به آثاری فرو ریخته رسیدند، فوراً آن را « سد سکندر» نامیدند، هرچند ، تاریخ هرگز نشان نداده که اسکندر سدی ساخته باشد و یا مردم مغلوب را از بلایی حفظ کرده باشد.

دکتر محمودیان در کیفیت سد سکندر شرحی می نویسند و با استناد تاریخ ثابت می کنند که سد مذکور در قرآن مجید به فرمان کوروش ساخته شد و بخصوص اشارۀ به فلزی بودن قسمت هایی از آن سد را با اسناد تاریخی تایید می کنند.

ار قسمت های بسیار جالب کتاب ذوالقرنین یکی باب سوم است در تجزیه و تحلیل اخلاق اسکندر تاریخی و شرح اینکه اسکندر به اصطلاح « کبیر » بیش از هر جهانگرد و جهان کوب و جهانسوز خود آدم کشته و آبادیها را ویران کرده که مورخان یونانی و سپس مورخان اسکندر زدۀ اروپایی یا نادیده گرفتند یا با اشارۀ مختصر و توجیه کم منطق تر از آن گذشتند.

این تسامُح و بی قیدی تاریخ نویسان غرب ادامه یافت تا دهۀ دوم قرن حاضر (1920) که مورخ، نویسنده و دانشمند انگلیسی ﻫ .ح .وِلز در کتاب بسیار معروف و گرانقدر خود یعنی « زمینۀ تاریخ » (10)در فصل بیست و دوم، قسمت پنجم، بزرگی اسکندر مقدونی را زیر سوال گرفت که آیا رواست اسکندر مقدونی را « اسکندر کبیر» نامید؟

ولز مدلل می دارد که به زور نیزه و شمشیر بر اقوام و ممالک مسلط شدن و گذشته از آن در طلب فتوحات دیگر همراه با خرابی و غارت و قتل عام بیشتر « بزرگی » نمی آورد ...

و باز می گوید:

سازندگی، بزرگی است و ایجاد امنیت و آبادی و تامین رفاه رعیت.

اتفاقاً در شرح قلمرو و طرز حکومت ایران هخامنشی و تشکیل نخستین و بزرگترین امپراطوری امن و آباد جهان باستان، ولز این نکته را بوجه مثبت دربارّ کوروش و داریوش مطرح می سازد.

از نظریه ولز در تاریخ های معتبر معاصر استقبال شده است و در یکی از تواریخ جهان فقط نیم صفحه به اسکندر مقدونی اختصاص یافته، آنهم بدون دادن لقب کبیر به او!

در همین باب سوم است که دکتر محمودیان علل شکست ایران را بدست میدهند و به آتش کشیدن استخر و غارت اسناد و خزاین شاهی و کتب کتابخانه ها، اما پس از اسکندر دچار « ایران زدگی » ( به قول تاریخ نویسان اروپایی) می شود و با پوشیدن لباس ایرانی و تقلید از شاه بزرگ، در مراسم و به قول خود یکی ساختن دو قوم ایرانی و یونانی وانمود می کند که هدفش اتحاد جهان است ( یا هم از قول او ساخته اند که چنین قصدی داشته است) آنگاه ازدواج های جمعی به راه می اندازد و خود در ظرف دو سال دو زن ایرانی می گیرد: یکی روشنک دختر ساتراب بلخ و دیگری استاتیر دختر دارا.(12)

اسکندر در دهم یا سیزدهم ماه ژوئن سال 323 پیش از میلاد در اثر باده گساری بی حد و مرز، به اجداد می پیوندد.... و مولف کتاب، چون خود پزشکی حاذق است، علل مرگ زود رس اسکندر را شرح می دهند.

بقیه را هم می دانند. آن مُلک نیم بند اسکندر بر باد رفت. سرداران مقدونی به جان هم افتادند و مادر اسکندر که معتقد بود پسرش را چیز خور کرده اند، به جان همه افتاد و بسیاری را با زجر و شکنجه کشت. روشنک با پسرش از اسکندر و استاتیر با پسری اسکندر نام که شش ماه پس از مرگ اسکندر به دنیا آمد بود معدوم شدند. مادر اسکندر بدست بقیه السیف سرداران افتاد و سنگسارش کردند. حتی آن ناتنی و ناقص العقل اسکندر را نیز کشتند. از اسکندر هیچ کس نماند و هیچ چیز.(13)

در فصل پنجم کتاب ، دکتر محمودیان زندگی نامۀ کوروش کبیر را به تفصیل می نویسند: از ولادت ، پیروزی ها، نظم کشور، رفتار نیک با ملل مغلوب، دستور بازسازی معبد سلیمان در اورشلیم به خرج خزانه دولت ایران پس از آزاد ساختن یهودیان از یوغ اسارت بابل.

نیز مولف با تصریح مدلل می دارند که مادر کوروش یک بانوی اسرائیلی بوده است و این نکته در همۀ تواریخ کلاسیک اسلامی منعکس و تایید شده است.

دکتر محمودیان با نقل قول از مورخان اسلامی : مانند طبری، ابن اثیر، ابن بلخی، ابن خلدون و غیره می نویسد که این حقیقت نه فقط از توجه فوق العاده کوروش به کلیمیان و محبت و احترام عمیق کلیمیان نسبت به کوروش بدست می آید، بلکه مکاتبات میان کوروش و دانیال نبی، حتی پیش از سقوط بابل مؤید آن است. کورش نه تنها پادشاه غیر عبری است که با صفت پیغمبری در تورات ستوده شده است.

مولف با نقل قول از ابن اثیر ( کتاب الکامل فی التاریخ ) می نویسند که کورش در سیزده سالگی کتاب مقدس را می دانست و خواندن و نوشتن زبان عِبری را فرا گرفته بود. دیگر مورخان اسلامی می نویسند که مادر کوروش فرزندش را تشویق می کرد که یهودیان را از قید بابلی ها آزاد کند و معبد سلیمان را از نو بسازد.

پژوهش عمیق و پی گیر دکتر محمودیان در این امر بسیار عالمانه و مستدل است و از هرودوت تا مُروج الذهب مسعودی و فارسنامۀ ابن بلخی و دیگر مورخان شاهد و مدرک می آورند. این شرح جالب را باید به تفصیل در خود کتاب خواند.

در باب هشتم از مجموع پژوهش نتیجه گیری شده و آن انطباق زندگی و اخلاق کوروش و کیفیات جغرافیایی است و تاریخی با آنچه در آیات سوره مبارکه الکهف بدان اشاره شده است و اینکه ذوالقرنین قرآن نمی تواند کسی غیراز کوروش باشد.

برای مزید اطلاع علاقه مندان، دکتر محمودیان ابواب مستقلی را به مذهب یونانیان آن زمان و معتقدات کوروش و اسکندر و اصول دین زرتشتی اختصاص داده اند که بسیار سودمند است و بر استحکام منطق و قضاوت ایشان می افزاید.

از دیگر خصیصه های این کتاب، درج متن آیات 83 تا 98 سوره الکهف است که به خط زیبای نستعلیق توسط خواهرزادۀ نویسنده کتاب خانم سهیلا حسین نیا خوشنویسی شده است.

ما خواندن این کتاب بسیار پر محتوا را که برگی دیگر بر افتخارات تاریخی ما می افزاید به همه هم میهن دوستان و علاقه مندان به تاریخ توصیه می کنیم. نیز به آقای دکتر محمودیان تبریک می گوییم که با همۀ گرفتاری های طبابت چنین اثر ارجمندی را به تاریخ دوستان اهداء کرده اند.

دکتر سعید محمودیان، متولد ایالت فارس، تحصیلات خود را در دانشگاه شیراز به پایان رسانیدند ( دکترای طب) و پس از ورود به امریکا و گذراندن دورۀ تخصصی زنان و مامایی و امتحانات لازم، به عضویت انجمن متخصصان زایمان و بیماری زنان درآمدند. دکتر محمودیان در زمینۀ تخصص خود دستگاهی اختراع کردند که به نام ایشان در امریکا ثبت شده و مورد استفاده بیمارستان هاست. خدمت پزشکی داوطلبانه ایشان به سرخ پوستان امریکایی در ایالت آریزونا، طرف تقدیر و تمجید وزارت بهداشت و کنگره زنان و مامایی آمریکا قرار گرفته است. علاوه بر پزشکی دکتر محمودیان در ادیان و فلسفه مطالعات عمیق دارند و علم موسیقی را در ایران و در آمریکا در دانشکده موسیقی «پی بادی» شهر بالتیمور فرا گرفته اند. مقالات بسیاری از ایشان در جراید و دیگر نشریات امریکا چاپ و انتشار یافته و سخنرانی های ایشان در محافل علمی و اجتماعی در تحکیم روابط و حسن تفاهم میان مردم این دیار و خاورمیانه مؤثر واقع گشته است.
----------------------------------

یادداشت ها:

1- این نکته که « ذوالقرنین» قران را نمی توان با اسکندر مقدونی تطبیق کرد، از قریب یک قرن پیش بین دانشمندان مسلمان هند مورد بحث و گفتگو بوده است و مرحوم سر سید احمد خان بنیان گذار دانشگاه معروف علیگر ( در نزدیکی دهلی) از پیشگامان آن بشمار می آمد. اما کسی که جداً و با تمام امکانات علمی آن را پی گیری کرد، شادروان مولانا ابوالکلام آزاد بود که در تفسیر کبیر خود به زبان اردو، آن را روی کاغذ آورد و علناً انطباق اسکندر مقدونی با ذوالقرنین سوره کهف رد کرد و با ادلۀ تاریخی ثابت نمود که کوروش کبیر ایرانی براستی ذوالقرنین قران مجید است. سپس در ماه مارس 1950 ابوالکلام مقاله ای در مجله عربی ثقافه الهنده چاپ هند ،نوشت و خلاصۀ نظر خود را برای دانشمندان و علمای غرب بیان داشت. از عجایب اینکه هیچ دانشگاه و یا دانشوران غرب این تحقیق را مورد توجه قرار ندادند و حاضر نشدند یک ایرانی خداپرست و عادل را ( با اینکه در تورات از او تعریف و تمجید بسیار شده بود) بجای یک بت پرست ظالم مقدونی بنشانند.

ابوالکلام آزاد (1958 – 1888 میلادی) در مکه مکرمه از پدر و مادری هندی پا به جهان نهاد و عربی طبعاً زبان مادری او بود و نزد پدرش که دانشمند و عالم شهیری بود فارسی و اردو را آموخت، چنانکه در 14 سالگی این سه زبان را در مدارس تدریس می کرد. ابوالکلام تحصیلات عالیه را در دانشگاه الازهر مصر به پایان رسانید و هنگام بازگشت به هندوستان، وارد نهضت آزادی هند شد و در سن 34 سالگی به ریاست کنگره ملی هند رسید که مالاً شبه قارۀ هند را از کف انگلیس ها ربود. مهاتما گاندی او را از بزرگترین متفکرین دنیا میدانست و به همکاری او افتخار می کرد. از تالیفات مهم او یکی تفسیر کبیر است بنام « البیان فی مقاصد القرآن » به زبان اردو که در آن کوروش را ذوالقرنین قرآن خواند. هنگام وفات، ابوالکلام وزیر فرهنگ هند بود.

در سال 1950 به مناسبت بازدید مولانا ابوالکلام از تهران، سفارت کبرای هند از استاد دکتر باستانی پاریزی خواست که مقاله مولانا را در مجله عربی ثقافه الهند به فارسی درآورند و استاد باستانی پاریزی ترجمه مقاله را با اضافات لازم یکجا بشکل کتابی تنظیم کردند که بسال 1330 چاپ و منتشر شد. بسیاری از علمای ایرانی و هندی با مندرجات آن روی توافق نشان دادند و مرحوم استاد سعید نفیسی مقدمۀ مضبوط و محکمی بر کتاب نوشتند ... که رحت خدا بر او باد ...

2- رجوع کنید به کتاب یونانیان و بربرها ( روی دیگر تاریخ) جلد اول و دوم ، تالیف استاد پروفسور امیر مهدی بدیع- ترجمه از فرانسه به قلم استاد احمد آرام و مقدمه مفصل استاد محمد علی جمال زاده – نشر پرواز- تهران- 1364 . بر هر ایرانی میهن دوست فرض است که این کتاب را داشته باشد و بخواند. کتاب را می توان از کتابفروشی ایران بدست آورد:

IRANBOOKS, INC. 8014 Old Georgetown Road, Bethesda, MD 20814, U.S.A

3- Sir Percy Sykes: A History of Persia, Vol. I , pp. 239-240. Macmillan & Computer., Ltd., London, 1930

4- همان کتاب، همان صفحه.

5- Amon – فرهنگ معین – جلد پنجم ، صفحه 61 ( چاپ هفتم)

6- (Olympiar) Larousse Encyclopedia of Mythology, English Edition , Prometheus Press, New York, 1960, pp. 103-113

همچنین رجوع کنید به : Ulrich wilcken : Alexander the great, p.129, w.w. Norton & ci., new York- londin, 1967 مادر اسکندر مانند پسرش در بیرحمی شهره بود. بیدرنگ پس از کشته شدن شوهر، به خانه هوو، کلئوپتر نام، زن دوم « فلیپ» رفت. طفل شیر خوارش را بغلش گرفت و زنده زنده در آتش افکند تا رقیبی برای تاج و تخت باقی نماند. مادر طفل را نیز کشت ... در آتش.

7- Thebes

8- امیر مهدی بدیع- یونانیان و بربرها ( روی دیگر تاریخ) کتاب دوم، ص 205- پاورقی

9- دکتر سعید محمودیان- ذوالقرنین، صفحه 19 Nitetis

10- H.G Welles: the outlin of history, Garden City Books, Garden City, New York, 1940

11- کتاب the Columbia history of the World , editors: John A. Garraty & Peter Gay, Harper & Row, Publishers, New York, 1972

ص 181- چهل تن از استادان بخش های مختلف دانشگاه کلمبیا در نیویورک در نوشتن این کتاب همکاری داشته اند و بهمین جهت آن را منسوب به همان دانشگاه کرده اند. درین تاریخ 1240 صفحه ای تعداد شش صفحه ( ص 163 تا 169 ) به کوروش و امپراطوری او اختصاص داده شده است بعلاوه مطالب متفرقه در صفحات دیگر.

12- فرهنگ معین- جلد پنج- ص 631 ( چاپ هفتم)

13- H.G Wells: the outline of history, page 370

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------
منبع:http://www.irajetemadi.blogfa.com/post-63.aspx

تعداد بازدید: 53 مرتبه | لینک ثابت | تعداد نظرات (4)
نظرات شما (4 نظر)
ربيع: (یکشنبه، ۲۱ تیرماه ۱۳۸۸، ۷:۲۰ بعدازظهر)

سلام خدمت تمامی دوستان گلم عزیزان اپم و منتظر نظرات قشنگتون[گل]

pesare shoja: (دوشنبه، ۲۲ تیرماه ۱۳۸۸، ۴:۵۴ بعدازظهر)

salam rastesh ki hoselash mishe inghad bekhoneeeeeee

sahar: (شنبه، ۱۶ بهمنماه ۱۳۸۹، ۹:۲۹ صبح)

خیلی مفید وفوق العاده

صبرا: (جمعه، ۱۵ مهرماه ۱۳۹۰، ۷:۲۵ بعدازظهر)

جالب بود .خوشم اومد.مرسی

شما هم نظر بدهید
نظر شما پس از تایید مدیریت سایت، منتشر خواهد شد. از توجه و صبر شما سپاسگزاریم.
(شما می‌توانید از تگ‌های HTML نیز، در متن نظر خود استفاده کنید.)


آرشیو مطالب
برای مشاهده آرشیو ماهانه بخش نجوا، اینجا را کلیک کنید.