Pencil
یکشنبه، ۱۴ تیرماه ۱۳۸۸ | س نجوا | نجوا

چند ی پیش با یکی از دوستان تحصیل کرده در مورد گویش محلی صحبت می کردیم از گویش های مختلفی که سرتاسر منطقه لارستان پراکنده اند و عده کثیری از به قول معروف خودمونی ها( اچمی زبان ها) به آن گویش ها صحبت می کنند

از بلوک هرم و کاریان گرفته تا بستک و جناح و سایر روستا که هر یک لهجه خاص خود را دارند اما آنچه عجیب می نمود انعطاف پذیری گاها" بیش از حد ما عماددهی ها در مواجهه با گویش های غیر عماددهی!
احتمالا" هر یک از ما دوستانی داریم از جایهای مختلف با لهجه های مختلف و جالب اینکه کمتر کسی از ما عماددهی ها یافت می شود که در برخورد با دوستان و افراد غیر عماددهی با گویش خودمان صحبت کنیم
ما در برخورد با فداغی ها سعی میکنیم فداغی ( هرچند شکسته ) صحبت کنیم . با باغی ها به یک باره لهجه امان عوض میشود و با لاری ها هم لاری صحبت می کنیم در حالی که هیچ یک از اقوامی که ما با آنها برخورد داریم سعی نمی کنند به گویش ما صحبت نمایند و صد البته به لهجه خود صحبت می کنند. و جالب اینکه در بیشتر احوال نیز ما به این قضیه به دید مثبت نگاه کرده و آن را هنر می پنداریم غافل از این که از کجا معلوم که ما آن گویش را به درستی تکلم می کنیم؟
به هر روی نمیدانم این یک عیب باشد یا هنر ! ضعف فرهنگ ما را می رساند یا غنا و انعطاف فرهنگی ما؟ هر چه هست به نظر نمی رسد با توجه به اینکه ما به گویش های مختلف تسلط کافی نداریم و بیشتر اوقات نیز دچار خطاهایی در تلفظ می شویم این امر امری پسندیده و نیکو باشد. به نظر می رسد این امر قبل از این که هنر به حساب آید نوعی خود باختگی به حساب آید!
به نظر می رسد این امر نوعی عدم اعتماد به نفس ما را می رساند و شاید ریشه در خود حقیر پنداری ! و و در خوش بینانه ترین حالت ممکن احساس می کنیم که کسی لهجه ما را نمی فهمد در حالی که به نظر می رسد همه این لهجه ها ریشه در یک زبان داشته باشند و اختلافات لهجه ای جز در مواردی نادر موجب نمی شود که غیر عماددهی گویش ما را نفهمند.

تعداد بازدید: 24 مرتبه | لینک ثابت | تعداد نظرات (18)
نظرات شما (18 نظر)
على غزالى: (دوشنبه، ۱۵ تیرماه ۱۳۸۸، ۰:۵۷ بعدازظهر)

سلام بر همگى دوستان
ما مردم عمادده بر اين باوريم كه خيلى زيرك و با هوشيم واعتماد به نفس خوبى هم داريم و نه بس لهجه هاى مختلف بلكه زبان وهنر واداب و رسوم بسيارى از ممالك دنيا را سريع فرا مى گيريم و خيلى زود با اداب و رسوم همان ديار وفق مى دهيم و عيبى هم ندارد هر شهرى و رسمى و حقيقتا گويش عماددهى كمى با گويشهاى ديگر فرق دارد و مشكلتر است(عماددهى اصيل) و الباقى به همديگر نزديكترند و خداييش اگر غريبه اى عماددهى صحبت كند انقدر لهجه اش بد است كه فكر ميكنى مسخره مى كند و اعصابت هم خراب ميشود و به نظر بنده هيج حقارتى هم نيست كه بتوانى تمام لغات وگويشها بلد باشى :مثلا در دبى كافيست خودمونى يا اردو بلد باشى تمام مشكلاتت(لغت و حرف زدن) حل ميشود خدا نكند كه در عمادده عماددهى با عماددهى از گويش يا لغت غير استفاده كند كه اين بسى غم انگيز است و يقينا در اين دوره است كه لهجه خودمان از بين ميرود يا اسيب مى بيند: البته وقتى شهر شد همه سيستم فرق مى كند وتغييرات عمده اى در اخلاق و بوششش و كلام و زندگى افراد بوجود مى ايد كه اين خود جاى بسى حرف است اميدوارم كه رضاى خداوند شامل حال تمام مردم خوب عمادده هم گردد

ربيع: (دوشنبه، ۱۵ تیرماه ۱۳۸۸، ۷:۵۴ بعدازظهر)

سلام به همگی دوستان با یک موضوع جدید اپم منتظر تشریف فرمایی تمامی شما ونظرات زیبای شما[گل]
http://www.pasband123.blogfa.com

سلمو: (دوشنبه، ۱۵ تیرماه ۱۳۸۸، ۱۰:۳۳ بعدازظهر)

سلام
بحثی بس زیبا میتونه باشه اگه ادامه پیدا کنه.
یه سوال : حالا چرا نیمه خالی لیوان رو همیشه نگاه میکنیم . بنده با آقای غزالی موافقم اگه ما بین خودمون هم از زبونهای دیگه و لهجه های دیگه استفاده کنیم مشکل داره وگرنه من به شخصه در مواجهه با افراد اچمی غبر میدی این حس رو دارم که زبونه ما براشون سخت تره ولی کاملا میتونم حرفای طرف رو متوجه میشم . مشکل اونجایی هست که به مرور گنجینه لغات اصیل میدی در حال نابودیه و ما هم بیخیالیم ،از اونجایی که گویش اقوام میدی هم فرق میکنه و کلمات مختص خودشون دارن ولی متاسفانه الان دیگه اکثر این لغات حتی برای بزرگسالان ما هم غریبه اند چه رسه به قشر جوان که اصلا بهشون نرسیده، و این امر اگر ادامه پیدا کنه واقعا تاسف برانگیزه.
البته اینا نظر شخصی بنده است.

حامد: (دوشنبه، ۱۵ تیرماه ۱۳۸۸، ۱۱:۰۵ بعدازظهر)

با سلام
با تشکر از دوستان عزیز غزالی و سلمو
من با این نظر موافق نیستم که چون غیر میده ای ها زبان ما را متوجه نمی شوند ما باید با زبان آنها صحبت کنیم
به نظر من همونقدر که ما متوجه میشیم اونا هم متوجه میشن
چه اشکال داره ما میده ای بگیم و اونا هم به زبان خودشون؟

سید محمد قتالی: (سه شنبه، ۱۶ تیرماه ۱۳۸۸، ۴:۳۸ صبح)

با سلام خدمت دوستان عزیز و همچنین عرض تشکر دارم خدمت دوست عزیزم آقا سعید بخاطر مطرح نمودن این بحث جالب و مهم.
تجربه نشون داده هر فرهنگی بر دیگری غالب بشه ناگزیر زبان خودشو هم به فرهنگ مغلوب تحمیل میکنه نتیجه اینکه نوسانات زبانی ریشه در نوسانات فرهنگی داره.همونطوری که گویش کنونی میدی دستخوش تغییراتی شده(نسبت به نوع اصیل خود)به یقین بقیۀ گویشها هم دارن با این تغییرات دست و پنجه نرم میکنن و در اینجا دو راه حل وجود دارد:
1. به آرامی کنار آمدن با این تغییرات(کاری که در حال حاضر در حال انجام است).
2. با اصلاح کتب و رسانه های محلی(چیزی که متاسفانه از نعمتش محرومیم) به جنگ تغییرات بریم.
بحثی که هم اکنون ما با اون مواجه هستیم یکی از مباحثی اسن که نوام چامسکی(بزرگترین زبانشناس عهد حاضر)هم روی اون مطالعات زیادی داشته و با توجه به نظریۀ ایشون ما به این نتیجه میرسیم که این امر نشون دهندۀ یکی از خصوصیات فرهنگی ما عماددهیها هست که عده ای اونو درست و عده ای دیگر اونو یک ضعف فرهنگی تلقی میکنن ولی باید توجه کرد که اگر چه در کوتاه مدت نتیجۀ مطلوب رو ممکنه به ما بده در طولانی مدت ما رو با یک بی ثباتی مواجه میکند تنها به این دلیل که این یک مسألۀ گویشی نزدیک به هم است نه مشکل زبانی با اصول و قواعد جداگانه و مختلف.
پیروز و پایدار باشید...

على غزالى: (سه شنبه، ۱۶ تیرماه ۱۳۸۸، ۶:۳۹ بعدازظهر)

سلام به همه خوبان و ميده دوستان
حامد جان متشكر م از ابراز نظرت ولى مساله اين است كه نمى شود چون ما عادت نداريم و نمى توانيم كاش مى شد حرف ما هم همين است واسه من كه خيلى سخته و عماددهى اصيل كه خود جوانان عمادده هم متوجه نمى شوند جه رسد غريبه ها مثل(پرشک-خللنگ-موکری-نعوره-بو کلی-بچو)(prshk-khalalang-mokree-nahvero-bokali-bacho-
وغیره و حتى ما در خود ميده با تركها ومينابى هاى ساكن ميده فارسى صحبت مى كنيم و نمى توانيم ميده اى صحبت كنيم اينجاست كه ما با هر كسى به زبان و گويش خودش حرف مى زنيم جز ميده اى

hesam: (سه شنبه، ۱۶ تیرماه ۱۳۸۸، ۹:۵۸ بعدازظهر)

با سلام

به نظر من انطباق سریع با محیط چه زبان باشد و چه فرهنگ نکات ضعف یک ملت را نشان میدهد. و متاسفانه این در بین مردم میده زیاد بچشم میخورد شاید در میان اقوام دیگر هم باشد ولی من اطلاعی ندارم. من یک چیز را نمیدانم که از نظر تاریخی از چه زمانی مردم میده شروع به جذب و هضم فرهنگهای دیگر (زبان و لهجه های دیگر) کرده اند.
-----------------------------------------------------------------------
میده چه خبر:
به نظر می رسد با توجه به سابقه تاریخی میده حداقل اینکه می توان گفت این امر در عصر طلایی میده یعنی دوران پس از شاه سیف الله قتال که به نوعی این روستا به عنوان یکی از مراکز مهم دینی بوده بر می گردد که شاید اوج آن در قرن یازدهم دوران شیخ عبادالله انصار می باشد در این عصر به سبب رونق فراوان عمادده در بعد اقتصادی و دینی و .... محل مهاجرت اقوام مختلف به این محل بوده و این امر سبب گشته اقوام مختلف با لهجه های مختلف چه به صورت دایم و یا موقت در این محل ساکن شوند و جالب اینکه بعضی اقوام با وجود قدمت تاریخی هنوز هم به لهجه سرزمین مادری خود صحبت می کنند و جالب تر آنکه برخی از ما نیر در صحبت با آنها سعی می کنیم با لهجه خودشان با آنها صحبت کنیم که جای تعجب است!

افســـــوس عــــماد: (چهارشنبه، ۱۷ تیرماه ۱۳۸۸، ۳:۳۱ صبح)

سلام بحث خیلی جالبیه من فکر میکنم مردم میده انعطاف پذیری بالای دارند و چون اهل شهر علم* هستند خودشون رو سریع با اون گویش وفق میدند.
_______
شهر علم:(منظور میده) با توجه به ترانه بستکی که میگه شهر میده شهر علمن.

پسر زشت: (چهارشنبه، ۱۷ تیرماه ۱۳۸۸، ۶:۲۸ بعدازظهر)

نه سلام نه احوال پرسی
چرا سرمون با این حرفها گرم میکنید از فعاليتهاى شورا حرف بزنيد از كارهاى در دست اجرا و غيره مى ترسيد كم كاريهاتون رو بشه از كارهايي كه بايد مى شد و هنوز نشده حرف بزنيد ول كنيد فيلم هاى ساختگى بسه از اين نظر سنجى هاى بى معنى با اين حرفها كارى درست نميشه....

-----------------------------------------------------------------------
میده چه خبر: سلام دوست عزیز
در خصوص فعالیت های شورا و دهیاری:
1- به لطف خدا و همکاری مسوولین خانه فرهنگ عمادده راه اندازی شده و فعالیت تابستانی خود ش رو آغاز کرده البته انشاالله که جوانان و نوجوانان در این راه بیشتر ما رو حمایت کنن.

2- پرونده تاسیس شهرداری عمادده روند اجرایی خودش رو طی کرده از استان رفته وزارت کشور از مجلش هم گذشته و مراحل نهایی رو طی می کنه که اتشاالله در آینده شاهد تاسیسش باشیم.

3- با پی گیری های دهیاری و شورای اسلامی محل احداث ساختمان آتش نشانی مشخص شده قسمتی از بودجه ساخت آن از محل اعتبارات دولتی معین گردیده و انشاالله این طرح هم در آینده نزدیک اجرا خواهد شد.

4- در خصوص جایگاه سوخت نیز به طور مستمر با سرمایه گذار آن در ارتباطیم و طی آخرین استعلام مراحل نهایی اخذ مجوز از ارگان های مختلف ذیربط طی شده و امید است در شش ماهه اول سال عملیات احداث جایگاه شروع شود ( البته اگر اتفاق خاصی رخ ندهد)

5- با سازمان فنی حرفه ای جهت تاسیس پایگاه روستایی عمادده مکاتبه گردیده و مکان جهت شروع به کار به آنها واگذار شده و قرار است این امر نیز صورت پذیرد.

6- در خصوص استقرار نمایندگی بهزیستی در بخش نیز مکاتبات اولیه صورت گرفته و انتظار می رود با مذاکرات بخشدار محترم با مسوولین شهرستان بتوانیم این کار را پایان برسانیم

دوست عزیز بدیهی است که انجام این امور جز با همکاری عموم اهالی بخشدار محترم امام جمعه عزیز و و معتمدین محلی امکانپذیر نمی باشد که بحمدلله این هماهنگی نیز وجود دارد
به امید روزهای بهتر

در خصوص نکته اول که اشاره نموده اید ( سر مردم را گرم کردن...)
باید عرض شود که این سایت یک سایت کاملا" خصوص می باشد و سخنگوی هیچ نهاد و ارگان خاصی نمی باشد این سایت از روزهای اول کاری خود تقریبا"7 سال پیش که با همکاری دوستان عزیز تاسیس گردید با هدف اطلاع رسانی صحیح، لابل بردن سطح آگاهی و از همه مهمتر محلی برای بحث و تبادل نظر همه بازدیدکنندگان به خصوص اهالی خوب بخش صحرای باغ شروع به کار نمود.

عبدالله بهمنی: (چهارشنبه، ۱۷ تیرماه ۱۳۸۸، ۱۱:۱۴ بعدازظهر)

باسلام خدمت دوستان میدی البته مشکل گویش ما جوانان میده بوده و هست چراکه هروقت بزرگترها حرفهای قدیمی میزنند میگن( چت گوت یک دوفیدو بگو)....گبشه نهو قاشق پاتلون نه شلوار دلاغ نه جوراب جای گزی نه اشپز خونه ووو بعد هم میگن تا کی دهاتی بازی نه جوان خوب ما این دهاتی بودن نیست حفظ فرهنگ عماددهی است.

عمو: (پنجشنبه، ۱۸ تیرماه ۱۳۸۸، ۰:۴۷ صبح)

سلام بحث جالبیه ولی من با افتخار با هر کسی که ارتباط برقرار کنم اگه که زبان یا گویش او بلد باشم حتما مثل خودش حرف میزنم . چون این خود هنریه که خداوند بهمون داده ... از هیچ فردی برتر نیستم و فقط برترین فرد را با تقواترین فرد میبنم...گویش و فرهنگ و نژاد برتری وجود ندارد که بخواهد اصالت کسی را زیر سوال ببرد. من اچمیم با گویش میده ای ولی ناسیونالیست نیستم.

A.Maddahi: (پنجشنبه، ۱۸ تیرماه ۱۳۸۸، ۵:۳۵ صبح)

با سلام,
به نظر من تنها این بخش کوچکی از مشکل ماست که در صحبت کردن با اچمی زبانهای دیگر سعی در استفاده از برخی از واژگان آنها می کنیم و مشکل عمده و شاید مشکلی که می تواند خطرناک برای زبان مادریمان باشد از خود باختگی فرهنگی و در کنار آن رو به زوال رفتن زبان اصلی ماست و پایه و اساس مشکل این است که برخی از خانواده ها با مهاجرت به شهرهای دیگر و متاسفانه حتی بعضی والدین ساکن عمادده سعی می کنند به بچه های خود تنها زبان فارسی بیاموزند که این امر بسیار خطرناک تر از موضوع مطرح شده می باشد که می توانند در چندین سال آینده بسیار گران برای گویش ما تمام شود.


طراحی ب6: (پنجشنبه، ۱۸ تیرماه ۱۳۸۸، ۱۰:۵۵ صبح)

سلام به همگی دوستان و بازدیدکننده های سایت میده چه خبر
با احترام به نظرات همه ی دوستان ،همه ی ما میدونیم که زبان جنوب فارس حومه ی لار و اطراف بندر اچمی زبانند اما زبان ما خیلی تفاوت زیادی با این اچمی زبانها دارد و شاید اصلا ما اچمی هم نباشیم (شاید اشتباه میکنم )و اینکه ما دوست داریم با هر قومی به بهترین نعو ارتباط برقرار کنیم و شاید همین باعث بشه تا ما با لهجه طرف مقابلمان صحبت کنیم
و فکر نکنم این کار ما خود باختگی محصوب بشه ....
ما باید سعی کنیم بافرزندانمون با زبان میده ای صحبت کنیم نه بعضی سعی میکنند با فزندانشون از بدو تولد فارسی صحبت کنند و این اشتباه بزرگیه .


0

وبلاگــــــــر عمـــــــــاد: (پنجشنبه، ۱۸ تیرماه ۱۳۸۸، ۴:۳۰ بعدازظهر)

سلام به میـــــدینیا...
به نظر من این که گویش میده ای سخت هستش درست نیست، چون بر خلاف گویش های دیگر از لهجه ی خاصی برخوردار نیست و از گویش های دیگر بیشتر به زبان فارسی نزدیک تر بوده...
ولی این زبانی که ما الانه با آن سر و کار داریم اون زبانی نیست که قدیما با آن حرف میزدن و خیلی از کلمات هستش که نسبت به اون زمان تغییر کرده و این میتونه به خاطر همین حرف زدن با گویش های مختلف، به قول دوستمون فارسی حرف زدن با بچه ها از کودکی (که خود بچه هم بعضی موقع میمونه که فارسی بگه یا میده ای که آخر سر هم قاطی می کنه و هر دو رو مخلوط می کنه...)، وجود قبایل مختلف، ورود عروس ها و خروج دختر ها از میده (که این امر تاثیر بیشتری رو داره...) و مهاجرت به خارج و... باشه و اگه بچه های الان پای صحبت بزرگـــــــــــا بشینین میبینیم که همون بچه از مادر و یا پدرش سوال می کنه و میپرسه که اینی که مثلآ حالا بابا بزرگ گفت معنیش چی میشه و یعنی چه...؟
ما همون جور که داریم آداب و رسوممون رو تغییر میدیم خوب خود به خود زبان و گویشمون هم داریم تغییر میدیم. و در آخر همه ی اینها خوب است ولی نه به قیمت از یاد بردن ...

میده ای: (جمعه، ۱۹ تیرماه ۱۳۸۸، ۵:۱۴ صبح)

به نظر من این موضوع اینقدر جر و دعوا نداره بابا سخت نگیرین با هر زبونی و هر لهجه ای میخواین صحبت کنین مهم اینه که حرفتون وزن داشته باشه

پسر زشت: (شنبه، ۲۰ تیرماه ۱۳۸۸، ۷:۵۷ بعدازظهر)

سلام بر دوست عزيز ميده چه خبر
1-در مورد عمادده كه اميدوارم خداوند عمر طولانى به همگى دهد تا شاهد ابادانى بيشتر ميده باشيم چر اكه در همه مطالب امده بود انشالله انجام مى شوديا اجرا مى شود و يا كلنگش زده شده است و...
2-اينكه فرموده بوديد كه اين سايت شخصى بوده قبول داريم اما الان نه زيرا كه حضرتعالى به اسم ميده فعاليت كرديد و بخاطر همين( ميده جه خبر)مورد توجه و اسقبال مردم قرار گرفت محبوبيت به سايت به اين دليل است و شما خودتان وابسته به سازمان و يا ارگانى هستيد لذا مردم به شما اطمنيان دارند و صحت اخبارها مورد تاييد همگى است و اين هديه اى از طرف شما به مردم عمادده و ما اميدواريم كه اين بخشش شما مورد رضاى خدا و مردم قرار گيرد خلاصه برادر عزيز
هدف بنده هم ارتقاى سايت و موفقيت شما مى باشد فقط و نه چيز ديگرى.موفق باشيد

-----------------------------------------------------------------------
میده چه خبر:
سلام دوست عزیز
خدمت به میده و میده ای تا آنجا که در توان باشد افتخار همگی است و البته در این مسیر همه محتاج نقد و راهنمایی هستیم
توفیق شما و دیگر دوستان را از ایزد متعال خواهانیم

abdolghafoor: (یکشنبه، ۲۸ تیرماه ۱۳۸۸، ۶:۵۰ بعدازظهر)

ba salam be hamye doostan man nazarat doostan ro nakhoondam valy har chy hast dar har jay donya negah konim aval lahjeey markazi mishe va baghie atraf oon micharkhan be nazar man ma emaddehyha lahjamoono az lar,bagh,fedagh,ya har jay dige ke bashe gereftim yany oona markazan va khodmoon atraf pas bayad lahjamoono be oona nazdik konim
age deghghat karde bashin lahjeye bagh,lar va har shahr mantaghe kheily be ham naziktaran ta lahjeye emadcity

شما هم نظر بدهید
نظر شما پس از تایید مدیریت سایت، منتشر خواهد شد. از توجه و صبر شما سپاسگزاریم.
(شما می‌توانید از تگ‌های HTML نیز، در متن نظر خود استفاده کنید.)


آرشیو مطالب
برای مشاهده آرشیو ماهانه بخش نجوا، اینجا را کلیک کنید.