....در خصوص رفع چالشهای موجود همانطور که خودتون هم اشاره کردین آگاهی مهمترین اصله.
ولی اینکه از کجا شروع کنیم و چه جوری شروع کنیم مساله دیگریه
این فقط یه پیشنهاده که باید پخته بشه و به صورت گروهی راجع به اون بحث بشه:
میشه این مساله رو و همچنین سایر مسایل فرهنگی رو به صورت یه نشست ماهانه بین گروههای سنی مختلف برگزار کرد و دیدگاههای مختلف رو راجع به مسایل مختلف تحت بررسی قرار داد.
مساله را ساده کنم همین دانشجویان محترم عمادده که یه کمیته دارن
و خدا را شکر فعال و علاقمند هم هستن اینا می تونن بین خودشون مثلا" هر دو هفته یکبار جلسات منظمی را برگزار کنن و راجع به مسایل مختلف مثلا" همین جریان شهر شدن عمادده بحث و تبادل نظر کنن و یه ارزیابی مناسبی داشته باشن
میشه از یه سری کارشناسان امور اجتماعی دعوت کرد که مطرح کنن که مثلا" در خصوص فرایند تغییر روستا به شهر چه چالشهایی وجود داره و برای هر یک از چالشها چه راهکاری را پیشنهاد می کنن
همین طور میشه از یه کارشناس امور اقتصادی دعوت کرد که در خصوص اثرات مثبت و منفی این تبدیل در زندگی مردم چه مسایل قابل بررسیه.
پس از یه دوره شش ماهه تا یکساله به احتمال زیاد کم کم همون مردمی که مخالف این امر بودن از در موافقت در میان
اما طبعا" تو یه جامعه ای مثل عمادده نباید بزرگان قوم را از یاد برد ( البته اگه کسی مونده باشه)
در مرحله آخر مدیری شجاع و ریسک پذیری می خواد که کار را تموم کنه
طبیعیه که اگه عمادده شهر بشه خیلی چیزا رو هم از دست میده ولی خیلی چیزای دیگه رو به دست میاره ولی آنچه مسلم هست دیر یا زود ، خواسته یا ناخواسته این روستا به شهر تبدیل میشه و تبعات احتمالی خودش رو به همراه میاره با این تفاوت که مزایای اون از دست رفته این مساله مثل چوب دو سر طلاست
طبعا" شهر شدن بهتر از روستا موندنه شاید واسه همینه که هر کی میتونه داره میره شهر همشون هم میدونن شهر رفتن چه بدیهایی رو به همراه داره ولی حتما" به این نتیجه رسیدن که مزایای شهر رفتن از مضرات اون خیلی بیشتره!