دوستان عزيز:
سميرا فضلي -روستاي دشتي
نيلوفر 90- دبي
انجم روز و قاسمي
مهندس غلامي- اندونزي
چرا وقتی که ادم تنها میشه
غم و غصه اش قد یک دنیا میشه
میره یک گوشه پنهون میشینه
اونجارو مثل یه زندون میبینه
غم تنهایی اسیرت میکنه
تا بخوای بجنبی پیرت میکنه
وقتی که تنها میشم اشک تو چشام پر میزنه
غم میاد یواش یواش خونه دل سر میزنه
یاد اون شبها میفتم زیر مهتاب بهار
توی جنگل لب چشمه می نشستیم من و یار
غم تنهایی اسیرت میکنه
تا بیای بجنبی پیرت میکنه
میگن این دنیا دیگه مثل قدیما نمیشه
دل این آدما زشته دیگه زیبا نمیشه
اون بالا باد داره زاغ ابرهارو چوب میزنه
اشک این ابرها زیاده ولی دریا نمیشه
غم تنهایی اسیرت میکنه
تا بیای بجنبی پیرت میکنه
------------
فرستنده: انجم روز
خدايا!
ياري ام ده تا به غير تو درد دل نگويم که چون با تو مي گويم، سبکبار و آسوده خاطرمي شوم.
دستگيرم شو تا با تو از غم ها بگويم که با دوست گفتن، شرط وفاست و وحشت ازجان راندن، نشان صفاست.
آنچه يارا ندارم به ديگري همچون راز بگويم برآستان امن تو به آواز بگويم.
پس مرا چشمي اشکبار و سينه اي شرربار عطا کن نه گريستني درفراق که آن، خون و آب است، بلکه گريه اي در وصال که آن، عرق روح ناب است. آمین
---------
فرستنده: فاطمه محمد شاكري-دبي
بوی باران بوی سبزه بوی خاک
شاخه های شسته باران خورده پاک
آسمان آبی و ابر سپید
برگهای سبز بید
عطر نرگس رقص باد
نغمه شوق پرستوهای شاد
خلوت گرم کبوترهای مست
نرم نرمک می رسد اینک بهار
خوش به حال روزگار
خوش به حال چشمه ها و دشت
خوش به حال دانه ها و سبزه ها
خوش به حال غنچه های نیمه باز
خوش به حال دختر میخک که می خندد به ناز
خوش به حال جام لبریز از شراب
خوش به حال آفتاب
ای دل من گرچه در این روزگار
جامه رنگین نمی پوشی به کار
باده رنگین نمی نوشی زجام
نقل و سبزه در میان سفره نیست
جامت ازآن می که می باید تهی است
ای دریغ از تو اگر چون گل نرقصی با نسیم
ای دریغ از من اگر مستم نسازد آفتاب
ای دریغ از ما اگر کامی نگیریم از بهار
گر نکوبی شیشه غم را به سنگ
هفت رنگش می شود هفتاد رنگ
--------
شعر از : فريدون مشيري
فرستنده: فاطمه محمد شاكري-دبي
پشت يك پنجره مي ايستم
شمع در دست و غمي پشت سرم
پشت آن پنجره باغي پر نور
من ولي خسته دردي رنجور
مرد فانوس بدستي آنجاست
كه مرا ميخواند!
وقت ماندن نيست، بايد رفت
اما بازهم من و اين ترديد!
- جان را چه كنم؟
اين شمع فروزان چه كنم؟
به خود مي آيم اما دير!
از همين مي ترسيدم،
شمع مرده ست!
مرد فانوس بدست هم رفته ست!
قاصدك نيست !
باد او را برده ست!
از همين مي ترسيدم!
-آه،
قسمت ما اين شد:
پشت آن پنجره ي باز،
نگاهم مرده ست!-----
شعر از: كاظم رسولي
بسمه تعالي
بدين وسيله به اطلاع كليه برادران و خواهران گرامي مي رساند به مناسبت فرا رسيدن بهار طبيعت و استقبال از ميهمانان نوروزي، مكتب قرآن قصد دارد نمايشگاهي تحت عنوان ( كارهاي دستي و وسايل و ابزار قديمي ) داير نمايد. لذا از عموم هنر دوستان جهت همكاري دعوت به عمل مي آيد!
مكان برگزاري : مدرسه راهنمايي فاطمه زهرا
مكان تحويل آثار: مكتب قرآن
آخرين مهلت تحويل: 29/12/85
با سپاس از همكاري شما:
خواهران مكتب قرآن عمادده
دوستان عزيز :
عبدالله قاسم از دبي
سيد مصطفي رخشا از عمادده
يوسف حكيمي از شيراز
م- تقي پور
عزت خان از دبي
خاله سارا
نيلوفر از دبي
ف.شاكري از دبي
مهندس غلامي از اندونزي
داريوش رسولي از كرمان
و چند تن از دوستاني كه بدون نشاني ابراز لطف نموده اند از همگي سپاسگزاريم در پاسخ چند تن از دوستان توجه اين عزيزان را به مطالب زير جلب مينماييم:
1-اين چند مدتي كه سايت بروز نشده است متاسفانه با مشكل نرم افزاري برخورد نموده ايم كه بحمدلله با عنايت دوستان عزيز دفتر نفيس رايانه و دوست عزيز جناب آقاي احمد محمدي اين مشكلات برطرف شد كه از اين عزيزان سپاسگزاريم.
2- دوستاني عزيزي كه مايلند عكسهاي يادگاري آنها در سايت نمايش داده شود ميتوانند عكس مورد نظر خود را به نشاني سايت ارسال فرمايند تا نسبت به انعكاس آن در سايت اقدام شود!
3- دوستي گرانقدر در موردي خاص تذكري را عنوان فرموده بودند با تشكر از اين عزيز به اطلاع ميرساند حق با شماست در جامعه امروز نميتوان از نوع نگرشي خاص اگر چه توسط عده اي معدود غافل ماند ولي واقعا" جاي بسي تاسف و تاثر است كه هنوز جامعه ما بخواهد درگير اينگونه مسايل باشد كه نه نفعي براي فرد در پي دارد و نه سودي براي جامعه، و اصولا" نگاه به مسايل با اين عينك بدبيني فاجعه اي بزرگ و تاسف بار را در پي دارد و به نظر ميرسد نپرداختن به موضوع جوانان و نوجوانان در گذشته اي نزديك توسط بزرگان و فرهنگيان نيز از بيم حدس و گمان غلط برخي معدود در اين گونه موارد باشد بهر حال بحث در اين مورد در حوصله اين مقال نميگنجد خوب است در اين مورد ديدي بهتر و مناسبتر را فرا روي خود قرار دهيم!
در هر صورت ممنون از تذكر كه به فرموده قرآن كريم تذكر و يادآوري براي مومنين سودمند و مفيد ميباشد!
تشكيل تيم هاي واليبال بزرگسالان و نوجوانان
شركت در مسابقات واليبال جام ولايت در شهرستان لار و كسب مقام سومي در اين تورنمنت ( مرداد 85)
برگزاري نمايشگاه صنايع دستي و سنتي در ايام تعطيلات نوروزي به منظور معرفي توانمندي هاي مركز بخش
اجراي نمايشگاه يوم المائده و يوم الكسوه در جهت مشاركت عمومي خواهران در امور آشپزي و تهيه پوشاك كه درآمد آن صرف امور خيريه شده است!
برگزاري كلاسهاي آموزشي كامپيوتر، خياطي، خطاطي و آشپزي
تشكيل انجمنهاي محله در جهت تسهيل و سازماندهي امور جاري
برگزاري كلاسهاي آموزش قرآن براي عموم خواهران
و....
می خواهم بدانی که یک انسان اول در یک سیاه چال می افتد!
جیغ نکش اشک نریز به درو دیوار این سیاه چال مشت نکوب ،بایست آرام وبی صدا به اطرافت نگاه کن !نه . . . اشتباه نکن
قرار نیست در این سیاه چال انسانی را ببینی پس به دنبال دستی برای نجات نباش من اینجا هستم و به تو می گویم که در این سیاه چال زیر پایت پر از آب است . هر چه بیشتر دست و پا بزنی ؛زودتر غرق می شوی پس آرام باش و سه نفس عمیق بکش /مهم نیست که تنفس هوای این گنداب حلقت را می سوزاندمهم این است که تو آرامشت را بازیابی.حالا چشمانت را ببند و خدای درونت را بزرگ کن . گام بردار . تو سبک شده ای و می توانی روی آب گام برداری.حالا چشمهایت را باز کن . به درو دیوار اطرافت خوب نگاه کن همه جا را خوب دیدی؟ در میان دیوارهای این سیاه چال هیچ روزنه ی روشنی نیست . دوباره چشمهایت را ببند . درونت همچون روز روشن و زیبا و خوش بوست حالا روحت را بزرگ کن تو می توانی با نگاهت معجزه ای بیافرینی .دیوار را بنگر و در آن روزنه ای به روشنایی بیرون ببین!
به نام نامي عشق
خدا قول نداده آسمون هميشه آبي باشه و باغ ها پوشيده از گل!
قول نداده زندگي هميشه به كامت باشه!
خدا روزهاي بي غصه و شادي هاي بدون غم و سلامت بدون درد رو هم قول نداده!
خدا ساحل بي طوفان، آفتاب بي بارون و خنده هاي هميشگي رو قول نداده!
خدا قول نداده که تو رنج و وسوسه و اندوه رو تجربه نكني!
خدا جاده هاي آسون و هموار، سفرهاي بي معطلي رو قول نداده!
قول نداده کوه ها بدون صخره باشن و شيب نداشته باشن!
رود خونه ها گل آلود و عميق نباشن!
قول داده ؟
***
ولي خدا رسيدن يه روز خوب رو قول داده !
خدا روزي روزانه ، استراحت بعد از هر كار سخت و کمک تو كارها و عشق جاودان رو قول داده(عجب روزي مي شه اون روز (امروزتون مبارک)
پس ناملايمات زندگي رو شکر بگو و فقط از خودش کمک بگير که او جاودانه است و بس !
نااميدي مثل جاده اي پر دست اندازه که از سرعت کم مي کنه اما همين دست انداز نويد يه جاده صاف و وسيع رو بهت مي ده . زياد تو دست انداز نمون !
وقتي حس کردي به اون چيزي كه مي خواستي نرسيدي خدا رو شکر کن چون اون مي خواد تو يه زمان مناسب ترا غافلگيرت کنه و يه چيزي فراتر از خواسته الانت بهت بده!
يادت باشه تو نمي توني كسي رو به زور عاشق خودت کني پس تنها كاري که مي توني بكني اينه که شخصي دوست داشتني باشي و در نظر مردم باارزش و شريف جلوه کني!