Pencil
چهارشنبه، ۱۱ بهمنماه ۱۳۸۵ | مدیر سایت | نجوا


با تو بوده ام
همیشه و در همه
جا با تونفس کشیده ام
با چشمان تو دیده ام مرا از تو
گریزی نیست چنان که جسم را از روح
و زمین را از آسمان و درخت را از آفتاب . تو دلیل
حیات من بوده و هستی و چنان با این دلیل زیسته ام
که باورکرده ام علت بودن من تو هستی پاسخ من به آغاز و پایان
زندگی این است :..........همیشه با تو ........................................
من برای تو همه ی خوبی و زیبایی ای را که زندگی می تواند عرضه
کند آرزو می کنم . با مهربانی به من بیاندیش و آرام و دل آسوده
باش که هیچ کس از شنیدن شادی تو بیش از من خرسند
نخواهد شد .سعی داشته باش در قلب کسی که
با او زندگی می کنی. یادگارهایی بگذاری که
در ایام پیری موقعیکه خواهی و نخواهی
شکسته و ناتوان می شوی آن
یادگاریها مانع از این باشد
که آن آدم از تو دور
بشود!

------
از وبلاگ:http://www.sokoot600.blogfa.com

تعداد بازدید: 21 مرتبه | لینک ثابت | تعداد نظرات (0)
آرشیو مطالب
برای مشاهده آرشیو ماهانه بخش نجوا، اینجا را کلیک کنید.