خوش آمدید عماددهبازگشت به صفحه اصلی تاریخی، اجتماعی و فرهنگیبازگشت به صفحه اصلی به وب سایت
جغرافیایی تاریخی نجوا خبر میده آلبوم عکس فرهنگ میده تماس با ما
English العربی العربی | English
آرشیو ماهانه ؛ بهمن 1385
سه شنبه، ۲۴ بهمنماه ۱۳۸۵

به نام خدا
عده ای از دوستان تقاضا نموده اند دلایل شکست تیم منتخب عمادده مقابل زروان را بررسی نماییم، قبل از بحث در این باره لازم است از کلیه این عزیزان تشکر نماییم امید اینکه این قضاوتها به دور از هر گونه اغراض و انگیزه های شخصی باشد! پیشاپیش از هر گونه نقد و بررسی و پیشنهاد در این مورد و سایر موارد که برای عزیزان ایجاد شبهه مینماید جهت انعکاس در سایت و احیانا" پاسخ مسوولین مربوطه استقبال مینماییم!

دلایل شکست تیم:
1- عدم تجربه کافی: تعدادی از بازیکنان اولین حضور خود را در تیم منتخب تجربه میکردند و طبیعی بود اگر نمیتوانستند بازی خوبی را از خود به نمایش بگذارند ( نگاهی به ترکیب نفرات این امر را تایید مینماید)
2- بازی احساسی و سنتی تیم مقابل که هرگونه برنامه تیم را تحت الشعاع قرار داد به نحوی که در اکثر مواقع و زمان بازی توپ در هوا میچرخید!
3- عدم شرکت جدی و منظم بازیکنان درتمرینات( به دلیل مشغله کاری یا درسی یا...)
4- تعویضهای مکرر بازیکنان تیم توسط مربی که عدم شناخت از بازیکنان را میرساند( به علت مورد 3) وتست نمودن بعضی از بازیکنان در چند پست! که این امر باعث تشویش ذهن بازیکنان شده بود!
5- عدم در اختیار داشتن یک هافبک طراح و بازیساز در وسط میدان که در مواقع مختلف بتواند تیم را رهبری کند( به نحوی که در طول بازی به جز 25 دقیقه اول نیمه اول 2 هافبک وسط تیم از کار افتاده و فقط به فکر دفع توپ بودند)
6- عدم تغذیه مناسب خط حمله توسط هافبک
7- عدم هماهنگی میان دو مهاجم در طول بازی به خصوص در نیمه دوم
8- عدم جایگیری مناسب و فضاسازی در زمین!
9- عدم دقت در بستن دیواره دفاعی که منجر به گل اول شد و عدم یارگیری توسط هافبکها و عدم جایگیری مناسب دروازه بان که منجر به گل دوم شد!
10- و....

البته نباید بازی خوب تیم در اوایل نیمه اول به خصوص پاسکاری زمینی و نزدیک به هم را فراموش کرد همچنین هماهنگی میان مدافعین کناری با هافبکهای کنار، شرکت هافبکهای کناری در دفاع و حفظ فاصله مناسب با آنها در طول بازی ، هماهنگی خط دفاعی در زمان حمله تیم حریف به خصوص در آفساید گیری و ....از نقاط قوت تیم در این بازی بود!


در پایان یادمان باشد که نفرات تیم از گروه های سنی مختلف انتخاب شده اند که بالطبع هماهنگی میان آنها زمان زیادی را میطلبد و یادمان باشد که تیمی صد در صد میده ای را داریم و به نفرات خود بسنده کرده ایم و یادمان باشد که حسن بازی دوستانه در این است که نفرات شناخته شوند و یادمان باشد که حداقل 15 درصد از بازی سنتی یا زیر توپ زدن فاصله گرفته ایم و بارقه هایی از یک بازی منطقی و سیستماتیک درتیم درخشیدن گرفته است و یادمان باشد که ....!


منتظر نظرات سازنده و راهگشای شما هستیم!

پنجشنبه، ۱۹ بهمنماه ۱۳۸۵

دوست عزیزبا نام مستعار khorzookhan= از ارتباط شما سپاسگزاریم! در مورد تیم فوتبال به اطلاع میرسانیم تمرینات جدید تیم با انتخاب نفرات از میان جوانان و نوجوانان عمادده ای از چندی پیش شروع شده و انشاالله همچنان ادامه خواهد داشت و البته در نظر است مسابقات دوستانه ای نیز جهت حفظ آمادگی با تیمهای مختلف در مقاطع مختلف برگزار گردد و در صورت کسب نتایج خوب و آمادگی بازیکنان و مناسب بودن شرایط در مسابقات شهرستان نیز که هر ساله برگزار میشود این تیم شرکت داده شود! در همین رابطه قرار است جمعه 20 بهمن ماه مسابقه ای دوستانه با تیم منتخب زروان در محل استادیوم عمادده برگزار گردد.
اسامی بازیکنان:
1-راشد راست بالا
2-ابراهیم جعفری
3-ناصر مداحی
4-عبدالرزاق مداحی
5-عبدالرحمن محمدی
6-محمد پژهان
7-احمد براکو
8-ابراهیم دوزنده
9-یوسف رجبی
10-اسماعیل دوزنده
11-غفور منفرد
12-عبدالله منفرد
13-عبدالله حیدری
14-محمد حیدری
15-فرشید جعفریان
16-محمد عبداللهی
17-عادل دوروزی
18-حسین فتوت
19-عبدالله فتوت
20-محمد حاجی پور
21-منصور تقی پور
22-اسماعیل عبداللهی
23-عادل حلیمی
24-عبدالله جعفری
25- اسماعیل فاتحی
26-ابراهیم فاتحی

دوشنبه، ۱۶ بهمنماه ۱۳۸۵


دوستان عزیز العمادی و علی عمادی از دبی- با سپاس از شما ،عکسهای مورد درخواست شما را انشاالله بزودی در سایت خواهیم گذاشت.

دوست عزیز آقای جاوید از قشم- این کم کاری را بر ما ببخشایید ، انشاالله سرفرصت به موضوع مورد نظر عمل خواهیم کرد!

دوست عزیز آقای علی عبداللهی از دبی- از ابراز لطف شما بی نهایت سپاسگزاریم، انشاالله در تعطیلات نوروزی چشممان به جمال شما و دیگر دوستان دور از وطن روشن گردد.

دوست عزیز آقای مسعود عبداللهی –عمادده- از همکاری شما سپاسگزاریم، ما را به دیگر دوستان معرفی نمایید و همکاریتان را با ما ادامه دهید، پیروز باشید.

نیلو90—دوست عزیز آدرس دقیق ایمیل خود را ارسال نمایید تا موارد درخواستی برایتان ارسال گردد. موفق باشید.


دوست عزیز وبلاگر عماد- این است آنچه از دستمان برمی آید، پیشنهادات و انتقادات شما در بهتر ارائه دادن سایت مفید خواهد بود، پیروز باشید!

مهندس غلامی عزیز- تاکنون مطلوب حاصل نشده است ، از اینکه پیگیر امور هستید بسیار سپاسگزاریم!

چهارشنبه، ۱۱ بهمنماه ۱۳۸۵

تو را دوست می دارم نمی دانم چرا
شاید این طبیعت ساده و بی آلایش من
حد و مرزی برای دوست داشتن نمی شناسد
ولی سخت در این مکتوب فرو نشسته ام
چه کسی مرا دوست می دارد؟
ای فرشته ی نازل شده بر چشمانم
ای شقایق زندگی ام
ای تنها ستاره ی آسمان قلبم
ای زیباترین زیبایی های محبت
ای بهانه ی خواب شب هایم
ای تنها نیاز زنده بودنم
ای آغاز روز بودنم
ای نیمه ی پنهان من
و تو ای معشوق من
تو را با تمام وجود
دوستت دارم و
می پرستم


----
از وبلاگ:http://www.badboy777.blogfa.com

چهارشنبه، ۱۱ بهمنماه ۱۳۸۵


با تو بوده ام
همیشه و در همه
جا با تونفس کشیده ام
با چشمان تو دیده ام مرا از تو
گریزی نیست چنان که جسم را از روح
و زمین را از آسمان و درخت را از آفتاب . تو دلیل
حیات من بوده و هستی و چنان با این دلیل زیسته ام
که باورکرده ام علت بودن من تو هستی پاسخ من به آغاز و پایان
زندگی این است :..........همیشه با تو ........................................
من برای تو همه ی خوبی و زیبایی ای را که زندگی می تواند عرضه
کند آرزو می کنم . با مهربانی به من بیاندیش و آرام و دل آسوده
باش که هیچ کس از شنیدن شادی تو بیش از من خرسند
نخواهد شد .سعی داشته باش در قلب کسی که
با او زندگی می کنی. یادگارهایی بگذاری که
در ایام پیری موقعیکه خواهی و نخواهی
شکسته و ناتوان می شوی آن
یادگاریها مانع از این باشد
که آن آدم از تو دور
بشود!

------
از وبلاگ:http://www.sokoot600.blogfa.com

چهارشنبه، ۱۱ بهمنماه ۱۳۸۵

نمیدونم شما هم این ضرب المثل میده ای رو شنیدین یا نه ؟
"ماشک از خوشک"
این ضرب المثل بیشتر برای کسانی به کار میره که به هر چیزی نسبت به خودشون سوء ظن دارن مثلا" اگه دو نفر رو ببینن که دارن پچ پچ میکنن و میخندن فکر میکنه دارن ازون مسخره میکنن! و کلا" آدمای بدبینی هستن !که این عده رو اکثرا" افرادی تشکیل میدن که درونگرا هستن!که البنه این امر بیشتر در مورد روابط فردی به کار میره!
اما یه دسته ای دیگه هستن که پشت هر اتفاق و حادثه ای سعی میکنن یه نفر رو به عنوان کارگردان پشت پرده معرفی کنن یعنی یه جورایی مثلا" سیاسی بین هستن و همه چیز رو از عینک سیاسی (شما بخونین بدبینی) میبینن یه مثال واضع اینکه میگفتن: نه بابا صدام اعدام نشده و بدلای صدامن که اعدام شدن !که البته عقاید این عده اگه سودی برای جامعه نداشته باشه ضرر چندانی هم نداره!
اما یه دسته ای دیگه از این گروه رو افرادی تشکیل میدن که سعی میکنن برای هر اتفاقی که مثلا" تو روستا می افته یه سری صغرا و کبرا بچینن و یه سری افراد موهوم و خیالی را به عنوان عوامل معرفی کنن که مثلا" دنبال منافع خودشونن و اتفاق هم اتفاق نبوده و کاملا" آگاهانه این کار صورت گرفته!
من قبول دارم که باید تو هر جریانی دنبال مسبب و اهداف جریان بود ولی این امر با اینکه ما در نگاه اول بخوایم چند نفر موهوم رو به عنوان عوامل اصلی معرفی کنیم فرق میکنه و کلا" بررسی یه جریان با نگاه موشکافانه و عمیق و زمانبر دقیقا" برعکس یه قضاوت سطحی و گذرا و سریعه!
اصلا" تو دین ما اصل بر برائت و پاکی افراده تا زمانی که خلاف اون ثابت نشده! خداوند در قرآن به ما دستور داده از ظن و گمان بد به همدیگه پرهیز کنین چه بسا گناهکار بشین تازه این امر در مورد روابط فردیه وای به حال زمانی که پای منافع جامعه وسط باشه و یه فکر ناپخته و نسنجیده که در سطح وسیعی از جامعه منتشر بشه باعث بشه کلی از فرصتها از دست بره!
من فکر میکنم با حسن نیت(مخصوصا" در مسائل اجتماعی) میتونیم خیلی از مشکلات رو خودمون حل کنیم! حسن نیتی که همره با تدبیر و دور اندیشی باشه، پرهیز از شایعه پراکنی و قضاوتهای عجولانه و عدم یکسو نگری هم میتونه خیلی موثر باشه!
در دو جملهُ به نیمه پر لیوان نگاه کنیم و البته نیمه خالی رو هم به قصد اصلاح و پر کردن فراموش نکنیم!

------
از وبلاگ:http://www.sayasharma.blogfa.com

چهارشنبه، ۱۱ بهمنماه ۱۳۸۵

1
نه !
---
بر می گردم
با چشمانم
که تنها یادگار کودکی منند
آیا مادرم مرا باز خواهد شناخت ؟
-----------
2
دل ساده
برگرد و در ازای یک حبه کشک سیاه شور
گنجشک ها را
از دور و بر شلتوک ها کیش کن
که قند شهر
دروغی بیش نبوده است!
--------------
3
نیمکت کهنه باغ
خاطرات دورش را
در اولین بارش زمستانی
از ذهن پاک کرده است
خاطره شعرهایی را که هرگز نسروده بودم
خاطره آوازهایی را که هرگز نخوانده بودی!

از وبلاگ:http://www.gharibanehha.blogfa.com

جمعه، ۶ بهمنماه ۱۳۸۵

در ادامه معرفی وبلاگ همشهریان عزیز، نشانی وبلاگ این عده از عزیزان جهت بازدید و احیانا" همکاری به شرح زیر اعلام میشود. توضیح اینکه معرفی آنها هیچگونه مسوولیتی را در قبال مطالب مندرج در این وبلاگها متوجه این سایت نمی کند!



http://www.emadcity.blogfa.com
http://www.gharibanehha.blogfa.com
http://www.djemadnews.blogfa.com
http://www.badboy777.blogfa.com
http://www.saheleheshgh.blogfa.com
http://www.sokoot600.blogfa.com
http://www.sayasharma.blogfa.com

سه شنبه، ۳ بهمنماه ۱۳۸۵

ملتزم
قسمتي از ديوار و پايين ديوار کعبه را، که در يک سوي آن حجرالاسود و در سوي ديگرش باب کعبه قرار دارد، " ملتزم" مي نامند. اين محل را از آن روي ملتزم مي نامند که مردم در آن قسمت مي ايستند و به ديوار ملتزم شده، مي چسبند و دعا مي خوانند. در روايتي آمده است که رسول خدا(ص) صورت و دست هاي خود را روي اين قسمت از ديوار قرار مي داد. همچنين، از رسول خدا(ص) نقل شده است که فرمود: ملتزم، محلي است که دعا در آنجا پذيرفته مي شود و بنده اي نيست که در آنجا خدا را بخواند و خداوند دعايش را اجابت نکند.يکي از کارهايي که در اينجا انجام مي شود، آن است که بنده دست را بر ديوار اين بخش گذاشته، و به گناهان خود اعتراف کند. امام صادق فرمود:" فإنّ هذا مکانٌ لم يقرّعبدٌ لربّه بذنوبه ثمّ استغفرالله الاّ غَفَرالله له"؛ " هيچ بنده اي در اينجا اعتراف به گناهانش نمي کند، و طلب استغفار نمي نمايد، جز آن که خداوند او را مي بخشد.

مستجار
مقابل ملتزم، در سوي ديگر کعبه، ديوار کنار رکن يماني را " مستجار" مي نامند. "جار" به معناي همسايه و " مستجار" به معناي پناه بردن به همجوار و به صورت کلي تر " پناه بردن" است.
زماني که خانه کعبه دو در داشت، در ديگر آن در کنار مستجار بود که مسدود شد. اينجا نيز از مکان هاي استجابت دعا است ومحلي است که مردم به آنجا پناهنده مي شوند به همين دليل بدانجا مستجار گفته مي شود.


حطيم
از مکان هاي محترم در مسجدالحرام، در کنار کعبه، حطيم است و مردم در اين قسمت براي دعا جمع مي شوند و به يکديگر فشار مي آورند.


حجر اسماعيل
در فاصله ميان رکن عراقي و شامي، ديواري است با ارتفاع 30/1 متر که قوسي شکل بوده و حجراسماعيل ناميده مي شود. حجر اسماعيل يادگار زمان ابراهيم و اسماعيل(ع) و مدت زماني پس از بناي کعبه مي باشد. بنابراين، قدمت و پيشينه آن به زمان بناي کعبه به دست ابراهيم (ع) مي رسد.
نقل هاي تاريخي حکايت از آن دارد که اسماعيل(ع) در همين قسمت زندگي مي کرد و خيمه گاه او در اين سوي بوده است. مادرش هاجر نيز با وي در همين جا مي زيست و پس از رحلت، در حجر دفن شد
از آنجا که حجر اسماعيل داخل در مطاف است، مي تواند نشانه اي بر عظمت آن باشد. در برخي از روايات آمده است که پيامبران زيادي در اينجا مدفون شده اند. در اصل، حجراسماعيل جزئي از کعبه به شمار مي آيد.
گويا براي نخستين بار، منصورعباسي حجراسماعيل را با سنگ هاي سفيد پوشانيد. پس از آن در دوره مهدي و نيز هارون عباسي اين سنگ ها تعويض و نو شد. ناودان طلا نيز که بر بام کعبه نصب شده، به سمت حِجراسماعيل است.

مقام ابراهيم (ع)
از ديگر نقاط مقدس مسجدالحرام، مقام ابراهيم است. اين مقام، يکي از شعائر الهي خوانده مي شود و خداوند درباره آن فرموده است:" وَ اتَّخِذُوا مِن مَقامِ إِبراهِيمَ مُصَلَّي"(بقره/125)
اين مکان مربوط به زماني است که ابراهيم(ع) ديوارهاي کعبه را بالا مي برد؛ آنگاه که ديوار بالا رفت، به حدي که دست بدان نمي رسيد، سنگي آوردند و ابراهيم (ع) بر روي آن ايستاد و سنگ ها را از دست اسماعيل (ع) گرفت و ديوار کعبه را بالا برد. در روايات ديگري آمده است که ابراهيم (ع) بر روي اين سنگ ايستاد و مردم را به حج فرا خواند. بر روي اين سنگ، اثر پاي ابراهيم(ع) مشخص است اما اثري از انگشتان آن حضرت نيست.
اين سنگ به شکل تقريبي مربع با طول و عرض 40 سانتي متر و ارتفاع تقريبي 50 سانتي متر است. رنگ آن، رنگي ميانه زرد و قرمزي متمايل به سفيد است. از زمان مهدي عباسي بدين سو، اين سنگ با طلا پوشانده شد و در محفظه اي قرار گرفت تا صدمه اي نبيند.
در گذشته، بر روي اين محل، بنايي بزرگ از آجر و سنگ و چوب بنا شده بود که اطراف آن را با آيات قرآن مزين کرده بودند. از آنجا که اين قبه قسمتي از مسجد را به خود اختصاص داده و از فضاي مطاف کاسته بود، به تدريج از انتقال آن به محلي ديگر در مسجد الحرام سخن به ميان آمد.
گفتني است بنا به برخي از اقوال، مقام ابراهيم تا فتح مکه داخل کعبه بوده و پس از فتح، رسول خدا(ص) آن را درآورد و کنار کعبه، نزديک در نصب کرد. زماني که آيه " وَ اتَّخِذُوا مِن مَقامِ إِبراهيمَ مُصَلًّي"
نازل شد، آن حضرت دستور داد تا مقام را جايي که اکنون قرار گرفته انتقال دهند.



زمزم
چاه زمزم، از ديگر آثار مسجد الحرام است که با نامهاي چاه اسماعيل، حفيرة عبدالمطلب، شفاء سُقم، عافيه، مَيمونه، طُعم، بَرکة، بَرّة و... شناخته مي شود. اين چاه در قسمت شرقي مسجدالحرام قرار دارد و همانند ديگر مشاهد حج، از آثار ابراهيم، اسماعيل و هاجر است . در روايات اسلامي آمده است: پس از آنکه ابراهيم(ع)، همسر و فرزندش را ترک کرد، تشنگي بر آنها چيره شد و خداوند به وسيله جبرئيل، چاه زمزم را براي حفظ جان اسماعيل(ع) و هاجر پديد آورد. بدين صورت، چاه زمزم آيتي از آيات الهي است.
اين چاه در آغاز، منبع تأمين آب مکه بود و پس از آن چاه هاي ديگري در مکه و اطراف آن ايجاد شد. عرب ها براي اين چاه تقدس بسيار قائل بودند.
وجود اين چاه و اهميت آن براي مردم مکه سبب شده بود تا در قريش منصب "سقايت" به وجود آيد. اين منصب در اوان ظهور اسلام، در دست عباس عموي پيامبر(ص) بود. گفته شده که در جاهليت مدت زماني اين چاه پر شده بود و عبدالمطلب آن را از نو گشود. از آن زمان تا به امروز اين چاه مورد استفاده قرار مي گيرد، گر چه آب آن، کم و زياد مي شود.


سه شنبه، ۳ بهمنماه ۱۳۸۵

ساختمان کعبه
ساختمان کعبه از زمان عبدالله بن زبير و حجاج ثقفي تا دوران ما، به همان شکل کنوني باقي مانده است. مشخصات کعبه بر اساس متر، عبارت است از:
طول ضلع در کعبه؛ يعني از رکن اسود تا رکن عراقي 68/11 متر.
طول رکن عراقي تا شامي، طرفي که حجراسماعيل در آن قرار دارد: 90/9 متر.
طول رکن شامي تا رکن يماني 04/12 متر.
طول رکن يماني تا رکن اسود 18/10 متر.
بناي کعبه از سنگهاي سياه و سختي ساخته شده که با کنار زدن پرده از روي آن، کاملاً آشکار است. اين سنگها که از زمان بناي کعبه از سال 1040 ق. تا به امروز بر جاي مانده، از کوه هاي مکه به ويژه جبل الکعبه که در محله شُبَيکه مکه بوده، گرفته شده است. سنگ ها اندازه هاي مختلف دارد، به طوري که بزرگترين آنها با طول و عرض و ارتفاع 190، 50 و 28 سانتيمتر و کوچکترين آنها با طول و عرض 50 و 40 سانتيمتر مي باشد.
پايه هاي آن از سرب مذاب ساخته شده و بدين ترتيب بنايي است نسبتاً مستحکم و استوار. پيش از بناي قريش، کعبه دو در داشته است: يکي در ناحيه شرقي- محل در فعلي- و ديگري در ناحيه غربي، که از يکي وارد و از ديگري خارج مي شده اند، اما قريش تنها در ناحيه شرقي آن دري نصب کرد. بعدها ابن زبير در ديگر را گشود که به وسيله حجاج بسته شد و اکنون همان يک در باقي مانده است. اين در تا به حال چندين بارعوض شده است و آخرين بار در سال 1398 قمري به دستور خالد بن عبدالعزيز در جديدي ساخته و نصب گرديد. ساختمان کعبه نيز از سال 1040 تا قرن اخير تعمير نشده بود، ولي در سال 1377 قمري و سپس 1417 به دستور سعود بن عبدالعزيز و فهد بن عبدالعزيز در آن تعميراتي صورت گرفت.
سقف کعبه به صورت دو سقفي است که با سه پايه چوبي که در ميانه آن در يک رديف قرار گرفته، نگهداري مي شود اطراف آن سنگ هاي مرمر نصب شده و در کنار آن پلکاني قرار دارد که براي رسيدن به سقف بالايي تعبيه شده است.

شناسايي ارکان کعبه
چهار زاويه کعبه به چهار "رکن" نامور است. هر گاه واژه رکن بدون پسوند به کار رود، مقصود از آن رکني است که حجرالاسود در آن است.
مسير طواف، از رکن حجرالاسود آغاز مي شود، سپس به رکن عراقي مي رسد، پس از آن به رکن شامي و سپس به رکن يماني و آنگاه باز به رکن حجرالاسود مي رسد و همين جا يک شوط پايان مي يابد.

حجرالاسود
حجرالاسود يا سنگ سياه، از اجزاي بسيار مقدس مسجد الحرام بوده و در رکن اسود کعبه در ارتفاع 5/1 متري قرار گرفته است. اين سنگ مقدس، پيش از اسلام و پس از آن، همواره مورد اعتنا و توجه کامل بوده و در حقيقت در شمار عناصراصلي کعبه بوده است. به لحاظ همين تقدس، رسول خدا(ص) آن را نگاه داشت و ديگر سنگ هايي را که به شکل بت ساخته شده بود، به دور ريخت.
حجرالاسود در جريان تخريب کعبه، که پنج سال پيش از بعثت صورت گرفت، در فاصله اي دور از مسجد واقع شد. در زمان نصب آن به جاي خود، قريش به نزاع پرداختند، اما با درايت رسول خدا(ص)، همه قريش در فضيلت آن سهيم شدند و عاقبت به دست خود آن حضرت نصب گرديد . به مرور زمان و در اثر تحولات و تغييرات، از حجم نخستين اين سنگ کاسته شد و حتي به چند پاره تقسيم گرديد که آخرين بار قسمت هاي مختلف آن را به يکديگر متصل کردند و آن را در محفظه اي نقره اي قرار دادند. در حال حاضر تنها به آن اندازه که براي بوسيدن و استلام لازم است، جاي گذاشته اند.
در بسياري از روايات آمده است که حجرالاسود از سنگ هاي بهشتي است و همراه آدم(ع) به زمين فرود آمد.
همچنين در روايات آمده است که اين سنگ در آغاز سفيد بود، اما گناهاني که فرزندان آدم انجام دادند، سبب سياه شدن آن گرديد.
از رسول خدا (ص) نقل شده است که فرمود:
" فالله تعالي يحييه يوم القيامة، له عَينان يبصر بهما، و لسانٌ ينطق فيشهد علي مَنِ استَلَمه."
" خداوند در روز قيامت، حجرالاسود را زنده مي کند، در حالي که دو چشم بينا و زباني گويا دارد و شهادت مي دهد که چه کسي آن را استلام کرده است."
همچنين از رسول خدا (ص) نقل شده است که فرمود:" الحجر يمين الله في أرضه، فمن مسحه، مسح يدالله. حجرالاسود، دست خداوند در روي زمين است، کسي که آن را مسح کند، دست خدا را مسح کرده است."
امام صادق (ع) فرمود: در صورتي که کسي در اطراف حجر نبود و به راحتي امکان استلام و بوسيدن بود، آن را ببوسيد و در وقت ازدحام، از دور، بر او تکبير بگوييد.
در سال 317 قمري يکي از فرقه هاي منسوب به اسماعيليان که به " قرامطه" شهرت داشت، حجرالاسود را از کنار کعبه برداشت و به احساء ( منطقه اي در شرق عربستان ) برد. اين گروه به مدت 22 سال- چهار روز کم- تا سال 339 هجري سنگ را در آنجا نگاه داشتند و سپس در عيد قربان همين سال، آن را به جاي نخست باز گرداندند. پس از آن، طي سال هاي پياپي، حجرالاسود به طور عمد يا غيرعمد از جاي خود کنده شد و هر بار اجزايي از آن خرد و جدا گرديد. هر بار اين اجزا به هم چسبانده شد و همان گونه که گذشت، اکنون مجموعه آن در هاله اي از نقره قرار داده شده است.
حجرالاسود بر ديوار کعبه در ارتفاع 5/1 متري زمين قرار دارد. استلام و بوسيدن آن سفارش شده و در نقل ها آمده است که رسول الله (ص) مقيد به استلام و بوسيدن آن بوده است.
گفتني است حجرالاسود آغاز و پايان طواف بوده و برابر آن سنگ سياهي روي زمين( تا انتهاي مسجد) کشيده شده است. به علاوه ، چراغي سبز رنگ بر ديوار مسجد برابر حجرالاسود نصب شده تا راهنماي طواف کنندگان باشد.

استفاده از مطالب یا عکس‌های این وبلاگ، فقط با ذكر منبع امكان‌پذير می‌باشد.
بازگشت به صفحه اصلی نجوا
بخش نجوا (Feed) فید
جستجو در سایت