و امروز دلم لرزيد!!!
و حقايقي آشکار شد!!!
و با خداي خود به سخن نشستم!
و علت واقعه را جويا شدم!
و سه احتمال پاسخم بود :
- اول آنکه تقاص گناهان گذشته را پس مي دادم!
- دوم آنکه مورد آزمايش و امتحان الهي قرار گرفته بودم!
- سوم آنکه نشانه و آيه اي براي دريافت پيامي خدايي ارسال شده بود!
و هر کدام از اين سه احتمال را که بررسي کردم دريافتم که خداي من عاشق من است!
و من نيز بيش از پيش به او عاشق گشتم!
اگر احتمال اول حقيقت داشته باشد, از لطف خداست که در اين دنيا عذابم کرده تا آتش عذاب اخروي بر من خنک شود.
و اگر احتمال دوم محقق باشد از رحمت پروردگارم است, که بر من نماياند که هنوز لکه اي ازانسانيت در دلم باقيست! و خدا هنوز اميد پيشرفتم را دارد و مرا قابل آن دانسته که گوشهْ چشمي به من اندازد!
و در صورتي که احتمال سوم واقع باشد از کرم و بخشش يزدانيست که دلم را به راهش هدايت مي کند و چشمانم را آماده ديدن حقيقتي نو مي سازد!
و خواستار کاشتن بذري از از گلهاي حقيقت در کشتگاه دلم است/.
و شايد زنگ خطريست که مرا هوشيار سازد که ظرفم پر شده و بايد به دنبال ظرفي مقاوم تر وحجيم تر بگردم تا گنجايش درک مراتب بالاتر را داشته باشم!!!
و هذا من فضل ربي...
الهي کرمت را و رحمتت را و مودت و گذشتت را و عشق به بنده ات را شکر! ! !
الهي, سخن در عفو و رحمتت نيست, گيرم که تو بخشايي ام, من از شرمندگي چه کنم؟
دوست عزیز حسن علی الغزالی از دبی با سپاس از شما که غلطهای نگارشی بعضی از متون خبر میده را متذکر شده اید، در خصوص املای صحیح واژه هلیم یا حلیم به اطلاع می رساند که در لغتنامه دهخدا به هر دو صورت این کلمه ثبت شده است در خصوص یکی از معانی واژه حلیم و هلیم آمده است:
حلیم : گندم با، هریسه و آن آشی است معروف( نگا: لغتنامه دهخدا جلد 19 ص787 ذیل کلمه حلیم)
هلیم: به فارسی عبارت از مرق و گوشت و گندم مهراء پخته است و در افعال مانند هریسه خوراکی است که از بلغور و گوشت پزند و در ضمن پختن پیوسته به هم زنند تا لعاب گیرد و سپس بر آن روغن و گونه ای از ادویه معطر- بیشتر دارچین- ریزند.( نگا: لغتنامه دهخدا جلد49 ص 257 ذیل واژه هلیم)
در هرصورت حسن دقت شما قابل تقدیر و ستایش است و در این زمینه اگر تقصیری صورت گرفته پوزش میطلبیم.