
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
بی تو فصل زندگی چون زمستان مرده است
بر گلوی خسته ام داغ حسرت خورده است
بی تو فردا های من لحظه های بی کسی است
رنگ بیت و شعر من رنگی از دلواپسی است
بی تو درد بی تویی بر دلم پاشیده است
خنده های شاد من بر لبم خشکیده است
بی تو گل ها تشنه و بی تو من پژمرده ام
از تمام زندگی سهم غم را برده ام
بی تو اشعارم فقط گریه های هر شب است
بی تو داغ بودنم مثل گرمای تب است
بی تو من هم می روم تا بمیرم بی صدا
بی تو عمرم می شود مثل عمر لحظه ها
بی تو ، بی تو بودنم درد سنگین من است
بی تو حتی آسمان باز غمگین من است