Pencil
پنجشنبه، ۱۸ خردادماه ۱۳۸۵ | مدیر سایت | نجوا


اخلاقياتى كه بعضى از دانشمندان و فقها آنها را گرد آورده اند و از بعضى اخبار آنها را برگزيده اند.
غزالى گويد:
رسول خدا صلى اللّه عليه و اله بردبارترين ، شجاعترين ، عادلترين و پاكدامن ترين مردم بوده است . با هيچ زنى كه او را در ملكيت خود نداشت و يا به همسرى خود درنياورده بود و يا از خويشاوندان محرم او نبود، تماس نداشت . از همه مردم بخشنده تر بود، هيچ دينار و درهمى شب در نزد او نمى ماند و اگر وجهى زياد مى آمد و كسى را پيدا نمى كرد كه به او بدهد و شب ناگهان مى رسيد به خانه نمى رفت تا آن را به نيازمندش مى رساند و از آنچه خدا به او داده بود تنها به مقدار قوت سالانه خود از ساده ترين چيزى كه در دسترس بود از خرما و جو برداشت مى كرد و بقيه آن را در راه خدا مى داد. كسى از او چيزى نمى خواست مگر اين كه به او مى داد. آنگاه به قوت سالانه خود مى پرداخت و از آن هم ايثار مى كرد، و چه بسا كه خود پيش از پايان سال ، اگر چيزى به او نمى رسيد محتاج مى شد به دست خويش كفشش را وصله مى زد و جامه اش را مى دوخت و در امور خانه به خانواده خود خدمت مى كرد و با همسران گوشت خرد مى كرد از همه كس با حياتر بود، به چهره كسى خيره نمى شد و دعوت آزاده و برده را مى پذيرفت . و هديه را قبول مى كرد اگر چه يك جرعه شير بود و در برابر آن هديه مى داد.
مال صدقه را نمى خورد و در پاسخ دادن به سخن كنيز و فرد تهى دست تكبر نمى ورزيد، براى پروردگار خشمگين مى شد، نه براى خود حق را اجرا مى كرد اگر چه به زيان خود يا اصحابش تمام مى شد. از طرف گروهى از مشركين پيشنهاد كمك در مقابل گروه ديگرى از مشركين به آن حضرت شد در حالى كه او كم باور بود و حتى به يك فرد نيازمند بود تا بر يارانش بيفزايد اما نپذيرفت و فرمود: ((من از مشرك كمك نمى طلبم .)) جنازه يكى از فضلاى اصحاب و نيكانشان كه در بين يهوديان كشته شده بود پيدا شد، بر ايشان از راه ظلم وارد نشد و علاوه بر حق از آنها نخواست و صد شتر ديه پرداخت كرد در حالى كه اصحاب آن حضرت به يك شتر نيازمند بودند تا باعث تقويت آنها شود، و از گرسنگى سنگ به شكم مباركش مى بست ، هر خوراكى را كه حاضر بود ميل مى كرد، درباره آنچه موجود بود نمى پرسيد و آن را رد نمى كرد و از خوردن غذاى حلال خوددارى نمى فرمود. اگر خرمايى بدون نان به دستش ‍ مى رسيد ميل مى كرد و اگر كبابى پيدا مى كرد مى خورد و اگر نان گندم يا جو موجود بود مى خورد و اگر حلوا و يا عسلى بود مى خورد و اگر شير بدون نانى مى يافت به آن اكتفا مى كرد و اگر خربزه تازه اى بود، مى خورد. در وقت غذا خوردن تكيه نمى داد و روى سفره نمى نشست بلكه حوله اى زير پاهايش مى انداخت .
از نان گندم سه روز متوالى سير نخورد تا به ديدار خدا شتافت و اين اعمال را از باب ايثار و به خاطر كمك به ديگران مى كرد نه به دليل فقر و نه به سبب بخل دعوت به مهمانى را قبول مى كرد و به عيادت بيماران مى رفت ، و تشييع جنازه مى كرد در بين دشمنانش تنها و بدون پاسدار راه مى رفت ، از همه مردم متواضع تر بود و از همه ساكت تر اما نه از راه كبر و سخنش رساتر از همه بود بدون كلام زايد و خوشروتر از همه مردم بود؛ هيچ امرى از امور دنيا او را وحشت زده نمى ساخت . هر لباسى كه ممكن بود مى پوشيد؛ گاهى پارچه اى به دور خود مى پيچيد و گاهى برد مخصوص يمنى و گاهى جبه پشمى ، هر پوشيدنى اى را كه از راه مباح در اختيار داشت مى پوشيد. انگشترى اش نقره بود، كه به انگشت كوچك دست راست و چپش مى كرد. بر پشت مركب خود، برده و غير برده را سوار مى كرد بر هر چه ممكنش بود، از قبيل اسب ، شتر، استر شهبا و الاغ ، سوار مى شد و گاهى پياده و با پاى برهنه بدون ردا و عمامه و كلاه راه مى رفت . از بيماران در دورترين نقطه شهر عبادت مى كرد بوى خوش را دوست مى داشت و از بوهاى بد ناراحت مى شد. با تهيدستان همنشين و با مستمندان هم خوراك مى شد، و صاحبان فضيلت را براى اخلاق خوبشان گرامى مى داشت و با شرافتمندان به نيكوكارى برخورد مى كرد. با خويشاوندان صله رحم مى كرد بدون اين كه ديگران را بر ايشان مقدم بدارد. بر كسى ستم روا نمى داشت . هر كه از او معذرت مى خواست ، عذرش را مى پذيرفت . شوخى مى كرد ولى جز سخن حق نمى گفت . مى خنديد اما نه با صداى بلند. بازى مباح و مجاز را مى ديد و نهى نمى فرمود. كسى با صداى بلند با آن حضرت صحبت مى كرد، تحمل مى فرمود. يك ماده شتر و گوسفندى داشت كه خود و اعضاى خانواده اش از شير آنها تغذيه مى كردند. غلامان و كنيزانى داشت ، از نظر خوراك و پوشاك بر آنها برترى نداشت ، جز در كار خدايى و يا كارى كه ناگزير بر صلاح خودش بود، وقت را نمى گذراند. به باغهاى اصحابش تشريف مى برد. هيچ مستمندى را به سبب بى چيزى و درماندگى اش تحقير نمى كرد، و هيچ شاهى را به سبب سلطنتش اهميت نمى داد، براى هر دو، در پيشگاه خدا يك نوع دعا مى كرد.
خداوند اخلاق خوب و سياست كامل را در آن حضرت با وجود اين كه بى سواد بود جمع كرد، نه مى توانست بنويسد و نه بخواند، در مناطق كوهستانى و بيابانهاى خشك ، در حال گوسفند چرانى و يتيمى كه نه پدر داشت و نه مادر، بزرگ شد. پس خداوند تمام اخلاق نيك و راه و رسم پسنديده و شرح حال گذشتگان و آيندگان ، و آنچه را كه باعث نجات و رستگارى در آخرت و غبطه در امر خير و موفقيت در دنيا بود و با واجب و ترك امور زايد ارتباط داشت به آن حضرت آموخت ، خداوند ما را به اطلاعت از دستور او و پيروى از رفتار او، موفق بدارد. (( آمين رب العالمين . ))

--------
منبع: اينترنت

تعداد بازدید: 16 مرتبه | لینک ثابت | تعداد نظرات (0)
آرشیو مطالب
برای مشاهده آرشیو ماهانه بخش نجوا، اینجا را کلیک کنید.