Pencil
شنبه، ۲۳ اردیبهشتماه ۱۳۸۵ | مدیر سایت | نجوا


.
.
.
.
.
.
.
.
.
.

تا تو هستي و غزل هست، دلم تنها نيست
محرمي چون تو، هنوزم به چنين دنيا نيست
از تو تا ما سخن عشق ،همان است كه رفت
كه در اين وصف، زبان دگري گويا نيست
بعد تو قول و غزلهاست جهان را اما
غزل توست كه در قولي از آن ما نيست
تو چه رازي كه به هر شيوه تو را مي جويم
تازه مي يابم و بازت اثري پيدا نيست
شب كه آرام تر از پلك، تو را مي بندم
در دلم طاقت ديدار تو تا فردا نيست
اين كه پيوست به هر رود كه دريا باشد
از تو گر موج نگيرد به خدا دريا نيست
من نه آنم كه به توصيف خطا بنشينم
اين تو هستي كه سزاوار تو باز اينها نيست.


تقديم به سايت خوب ميده چه خبر

تعداد بازدید: 36 مرتبه | لینک ثابت | تعداد نظرات (0)
آرشیو مطالب
برای مشاهده آرشیو ماهانه بخش نجوا، اینجا را کلیک کنید.