به نام خدا
1
جاده شهرستان لار- بندر عباس را که پی گیری، از دو راهی روستای کرمستج عبور می کنی و روستای هرمود صحرای باغ نیز، به یک دوراهی می رسی سویی به بستک و بندر عباس و دیگر سو بخش صحرای باغ. آن را پی گیری از روستاهای زروان، دشتی، خلور، دهمیان، باغ و کارگاه از توابع دهستان صحرای باغ و چند آبادی دیگر می گذری در فاصله تقریبا" یکصد کیلومتری شهرستان لار، آبادیی را می بینی
چونان طفلی که در دامان دایه خود سربر زانوان او دارد در دامان کوهی عظیم و ستبر آرام گرفته، آن کوه عظیم را گاوبست می خوانند با ارتفاعی در حدود 2165 متر، یکی از مرتفع ترین قلل زاگرس جنوبی با گنجینه ای از مواد معدنی، گیاهان دارویی و جنگلی بکر از انواع درختان کوهی منطقه زاگرس جنوبی. به آن آبادی که رسیدی احساس می کنی همه چیز طعم خاک دارد و بوی خاک می دهد که رنگ خاک هم دارد و آفتاب نیز، سهم خاک و آفتاب در این آبادی نادیده نیانگاشتنی است حتی در چهره مردمانش، مردمانی چونان خاک، خاکی و افتاده وچونان آفتاب بلند همت و خونگرم و صمیمی. این آبادی با جمعیتی در حدود 5000 نفر در دشتی وسیع در پای کوه گاوبست نهاده با زمستانی تقریبا" معتدل و گاهی سرد که سرمایش هراز چندگاهی تا مغز استخوانت نفوذ می کند با بادی موسوم به سوم و تابستانی گرم و سوزان ، تابستان این جا را با هوای گرم و تش بادش می شناسند و گاهگاهی اگر بخت یاری کند بارشی پراکنده و سیل آسا موسوم به چل پسینی. این جا همه چیز خاکی است، آفتابی است و تش باد نیز حاصل تعامل خاک، آفتاب و باد است. این جا عمادده است یا همان میده در لهجه محلی، روستایی به یادگار از پیشینیان ، مانده از نسلهای بسیار دور با کوله باری از ناگفته ها که اکنون خسته و کوفته کوله بارش را به کناری نهاده و خود در پای آن آرام گرفته و در خوابی عمیق فرو وفته و گاهگاهی پلکهای خسته را می گشاید و با نیم نگاهی به رهگذران برگی دیگر از تاریخ این آبادی را ورق می زند. روستایی کهن که هر خشت و گلش حکایتی در دل نهفته دارد و ناگفته .