Pencil
چهارشنبه، ۲۹ خردادماه ۱۳۸۷ | س نجوا | تاریخی

عبدي

از اشعار اوست:

1
گهي در لنگه حاكـــــــــــــــــــــــــم نشينم................................ گهي در چارك و ناف زمـــــــــــــــــــــينم
اگر جويا شوي از حال عبـــــــــــــــــــــــدي................................ بگو در خدمت رخ مــــــــــــــــــــه جبينم

2
ولم چون تازه گــــــــــــل بر كرده امروز................................. لباس سكه سو بـــــــــــــــــر كرده امروز
غزال بستكـــــــــــــــــــــي بر سينه ام زد................................. چو تير از پشت معبـــــــــــر كرده امروز
***
***
***
***
***
لطفا" جهت تکمیل این بخش نظرات اصلاحی و تکمیلی خود را ارسال فرمایید.

تعداد بازدید: 59 مرتبه | لینک ثابت | تعداد نظرات (2)
نظرات شما (2 نظر)
mohammed tarin: (چهارشنبه، ۱۸ دیماه ۱۳۸۷، ۹:۴۸ بعدازظهر)

salammmmmmmmmm khili khili mamnoon hastam ke inghad ok hastin.

HMD: (جمعه، ۲۷ آبانماه ۱۳۹۰، ۴:۴۶ بعدازظهر)

سه جهار روزي قطر افتاده بودم
به ملا مح رضا همسايه بودم

كسي نامد به خوشتر بود عبدي
ز بس كه مفلس وبيجاره بودم

شما هم نظر بدهید
نظر شما پس از تایید مدیریت سایت، منتشر خواهد شد. از توجه و صبر شما سپاسگزاریم.
(شما می‌توانید از تگ‌های HTML نیز، در متن نظر خود استفاده کنید.)